در كارهاى دين و دنيايش آميخته به نرمى طبع است بىبدخلقى و تندى با همكارانش ، اين فضيلت داد و دهش است در معامله با مردم ، و بسا كه از تواضع باشد ، و بسا از زبونى و ضعف نفس ، و نخست مطلوب و همراه با حزم در كارها است و مصلحت بينى براى خود ، و دوم خلق پست است و نميشود با حزم باشد ، زيرا زبون از هر پيشامد تأثير پذيرد .
ايمان در يقين كه همراه آنست و بدان رسيده در باره همه معتقدات يا در ثواب و عقاب ، يا در قضاء و قدر چنانچه در باب يقين دانستى .
و در فقه و مسائل دينى و معرفت آنها آزمند است ، يا در عبادت با دانستن مسائل دين ، و شيفته عبادتست با مسأله دانى و شناخت اصول دين كه در تفسير قول خدا ( 82 - طه )
مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً
ثم اهتدى گذشت . . .
و نيكو كارى با استوارى در دين كه خدا تعالى فرموده ( 33 - الاحقاف ) آنان كه گفتند پروردگار ما خدا است وانگه استوار و پايدار ماندند يا آنكه استوار ماندند بر كار نيك و آن را بجاى خود انجام دادند ، زير كند در نرمش با مردم نه چون زيركهاى كارهاى دنيا كه خواهند بر مردم چيره باشند و آزارشان كنند يا اينكه زيركى در نرمش دارند و آن را در جاى خود به كار برند و در جز آن تند باشند .
سخاوت در حق و راستى در باره حقوق واجبه ، نه در امور بيهوده چنانچه وارد است سخاوتمندتر مردم آنكه زكات مالش را بپردازد ، يا در آن درستى رعايت كنند و باسراف و تبذيرش نكشانند ، و مؤيد آنست كه فرمود : با توانگرى ميانهروند و نه اسراف كنند و نه تنگ گيرند در حال ثروت و يا بىنيازى از مردم .
طاعت در نصيحت براى خدايا پيشوايان مسلمانان يا براى مؤمنان ، يا همه اينان ، و نصيحت براى خدا اينست كه در عبادت او با اخلاص باشد .
در نهايه است : كه در حديث است : دين نصيحت براى خدا است و رسولش و قرآنش ، و امامان مسلمانان و همه آنان ، نصيحت خيرخواهى است براى طرف و