تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بمعنى پاكى است ، و نصيحت براى خدا اعتقاد درست بيگانگى او و خلوص نيت در پرستش او است ، و نصيحت قرآن باور داشتن او و عمل بر او است ، نصيحت رسول خدا ( ص ) باور داشتن پيغمبرى او و فرمانبرى از او است ، و نصيحت پيشوايان فرمانبرى آنها است در آنچه راست باشد ، و نصيحت عموم مسلمانان ارشاد آنها است بمصالحشان . پايان . و باز ايستادن در شهوت خود از آنچه خدا غدقن كرده ، و پارسائى از خواهش خود در آنچه شبه دارد . حرص در جهاد و نبرد با دشمن دين و با نفس سركش كه جهاد اكبر است و در عبادت و در نسخه‌اى حرص در كوشش . و نماز با كار دنيا كه خدا فرموده ( 37 - النور ) مردانى كه باز ندارد آنها را بازرگانى و نه فروش از ذكر خدا و برپا داشتن نماز ، و بروايتى از امام صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه كه بازرگان بودند و چون نماز ميرسيد آن را رها ميكردند و به نماز ميرفتند ، و ثوابشان بيش از آنها بود كه كار بازرگانى نميكردند و بقولى مقصود ذكر خدا است در هر كار و آن دور از ظاهر است . نه فظ و نه غليظ : فظ تندخو در گفتار و كردار ، و غليظ سخت دل كه خدا فرموده ( 159 - آل عمران ) اگر بودى تندخو و سخت دل ميپاشيدند از گرد تو . و گويد : نيروى خشمش در حال ميانه است ، نه سستى دارد كه تفريط است و نه سختى كه افراط . پيشى نگيرد از او چشمش و مهار آن را دارد و ننگرد جز به چيزى كه رواست و زيان دنيا و ديگر سرا ندارد . و شكمش او را رسوا نكند كه دنبال دزدى و ستم برود براى شكم ، و بقولى نطلبيده بر سر خوراك ديگران رود . مردم را مقصد دنيا است از عزت و افتخار و مال و او هم ديگر سرا دارد كه از آنچه مقصد مردم است او را باز داشته .