شده و چيزى از حق نفهمند يا كنايه از نوميدى و زيانكاريست يا مانند كرده بدترين حال روحى آنها را ببدترين حال جسمانى آنها ، يا اينكه چون رو گرداندند از بالا رفتن بدرجات كمالات روحانيه و تنها به شبهات جسمانيه نگرانند گويا وارونهاند . . .
و در نهايه است ، در حديث ابى هريره « تعس عبد الدنيا و انتكس » يعنى دنيا پرست بسر وارونه باد ، و اين نفرين بر او است زيرا وارونه در كار خود نوميد و زيانكار است ، و در حديث ابن مسعود : به دو گفتند : فلانى قرآن را وارونه ميخواند . گفت :
آن وارونه دل است .
خدا ميداند آنچه در دل تو است ، در مناقب گويد از آن تو است آنچه در دل تو است ، و آنچه در رجال كشى است روشنتر است .
85 - كتاب المؤمن : بسندش از سعد بن طريف كه نزد ابى جعفر عليه السّلام بودم و جميل ازرق نزد او آمد ، و بلاهاى شيعه و آنچه بدانها رسد گفتگو شد ، ابو جعفر ( ع ) فرمود : مردمى نزد امام سجاد و عبد اللَّه بن عباس آمدند ، و عين گفتگوها را كردند و با هم نزد حسين بن على ( ع ) آمدند و امام حسين فرمود : به خدا بلا و فقر و كشتار شتابانترند بدوستان ما از دويدن اشتران و از آب سيل بدرياچه خود . . . و اگر چنين نبوديد دانستيم كه از ما نباشيد .
86 - المؤمن : بسندش از فضيل بن يسار كه شنيدم امام صادق ( ع ) ميفرمود :
راستى شيطانها بر سر مؤمن بيشند از زنبورها بر سر گوشت .
87 - تمحيص : بسندش از ابى جعفر عليه السّلام كه چون خدا بندهاى را دوست دارد به دو نگرد و چون به دو نگرد يكى از سه را به دو هديه دهد : يا دردسر ، يا تب ، و يا درد چشم .
88 - نهج البلاغه ( ج 2 ص 168 شماره 111 مواعظ و حكم ) چون سهل بن حنيف انصارى پس از برگشت از صفين در كوفه در گذشت و دوستتر مردم بود نزد وى آن حضرت فرمود : اگر كوهى مرا دوست دارد از هم بپاشد .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٤