بفروشند ستايش .
روباه : آنان كه بنام دين نان ميخورند و عقيده ندارند بدان چه با زبان ميگويند .
سگ : آنكه زوزه كند بمردم به زبانش و مردم از بد زبانى او بدش دارند .
خوك : آن زن منشها و مانندشان از هرزهها كه بهر هرزگى خوانده شوند به پذيرند . و اما گوسفند : آنان كه مويشان را كشند و گوشتشان را خورند و استخوانشان را خورد كنند و چه كند گوسفندى ميان شير و گرگ و روباه و سگ و خوك .
بيان : گوسفند همان مؤمن گرفتار به همه آنانست ، و مو كشيدن : چيرگى بر آنها و كشيدنشان به خانه ستمكاران براى دعاوى بيهوده يا خوار داشتن آنها و در نسخهاى ( جز ) آمده بزاء كه بمعنى اخير است ، و خوردن گوشت بدگوئى از آنها است ، و استخوان زدن و نارواى سخت بر آنان .
33 - عيون ( ج 3 ص 33 ) باسنادش تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه نبوده و تا رستاخيز نباشد مؤمنى جز همسايهاى آزار كنش دارد .
در صحيفه امام رضا عليه السّلام ص 32 و در امالى شيخ ( ج 1 ص 286 ) مانندش آمده ( و در دومى مرد مؤمن آمده ) . و از امام صادق عليه السّلام روايت شده و شماره 34 كتاب است .
35 - امالى شيخ ( ج 1 ص 312 ) بسندش تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه خدا عز و جل فرمود : اگر شرم از بنده مؤمنم نداشتم تيكه جامهاى برايش نگذاشتم كه خود را بدان پوشد و چون ايمانش را كامل كنم دچارش سازم به سستى نيرو و كمى روزى ، و اگر دل تنگ و ناشكيب شد به او باز دهم و اگر شكيبا شد بوجود او بر فرشتههايم ببالم .
هلاكه على ( ع ) را پيشواى مردم ساختم و هر كه پيرو او شود رهنما است و هر كه او را رها كند گمراه ، دوستش ندارد جز مؤمن و دشمنش نباشد جز دورو و منافق .
بيان : به او باز دهم آنچه از روزى يا نيرويش را گرفتم .
36 - امالى شيخ ( ج 2 ص 24 ) بسندش از ابن نباته كه نزد امير مؤمنان نشسته
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٨