تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
نيز از امام رضا عليه السّلام روايت است كه مغيره بر امام باقر عليه السّلام دروغ بست و خدا سوزش آتش به او چشاند . در مواقف گفته : مغيرة بن سعيد عجلى گفت : خدا جسمى است چون پيكر آدمى از نور ، تاجش بر سر و دلش سرچشمه حكمت ، و چون خواست خلق را آفريند ، باسم اعظم سخن گفت و پريد و تاجى بر سرش افتاد ، وانگه بر كفش نامه اعمال بنده‌ها را نوشت ، و از گناهان بخشم افتاد و عرق كرد و از آن دو دريا برآمد يكى شور و تاريك و ديگرى شيرين و درخشان ، وانگه در درياى درخشان سر كشيد و در آن سايه خود ديد ، و آن را بركند و از آن خورشيد و ماه ساخت و ته‌مانده آن سايه را نابود كرد تا شريكى نباشد ، وانگه از اين دو دريا مردم را آفريد و كفار از آن تاريكند و مؤمنان از آن درخشان . وانگه محمد صلّى اللَّه عليه و آله را فرستاد ، و مردم در گمراهى بودند ، و امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد كرد و نخواستند آن را بر دارند و از آن ترسيدند و آدمى كه آن ابو بكر بود بفرمان عمر آن را برداشت به اين شرط كه عمر را پس از خود خليفه سازد ، و قول خدا در ( 16 - الحشر ) چون شيطان كه بآدمى گفت كافر شو ، در باره ابى بكر و عمر فرو شده . و امام منتظر زكريا بن محمد بن على بن الحسين عليه السّلام است و در كوه حاجر زنده است تا گاهى كك فرمان خروج يابد ، و مغيره كشته شد و برخى يارانش او را امام منتظر دانستند و برخى زكريا را . پايان . و بقولى مغيرة بن سعيد را ابتر ميگفتند بتريه زيديه به دو وابسته‌اند و نميدانم مدركش از كجاست . كه او بى خبر بود و صاحب ياسين نامش حبيب نجار بود ، و بيم دادنش اشاره دارد بقول خدا تعالى ( 13 - يس ) بياور براشان نمونهء آن قريه را ، كه بقول مفسران انطاكيه بود چون كه فرستاده‌ها آمدند در آن 14 چون دو رسول براشان آمده آن