بامتهاى پيشين و نپذيرفتند و به آنها فقر و سختى و بيماريها و دردها داديم . بقول ابن عباس تا زارى كنند بدرگاه ما چرا زارى نكردند از سختى و شكنجه ما و دلشان سخت شد و پند نپذيرفتند و آراست شيطان برايشان بوسوسه و فريب گناه . . .
و چون فراموش كردند يادآورى را و وانهادند پند را به آنها داديم هر نعمت و بركتى از آسمان و زمين ، و مقصود اينست كه خدا آنها را به سختى آزمود تا زارى كنند و باز گردند و چون نكردند به آنها نعمت و روزى فراوان داد تا بنعمت آخرت رو كنند تا چون شاد شدند بدان نعمت و بلذت اندر شدند و آن را از خدا ندانستند تا شكر كنند بناگاه آنها را برگرفتيم و نوميد شدند از نجات و رحمت .
و از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت است كه چون بينى خدا در گنهكارى ببخشد اين براى غافلگيرى است وانگه اين آيه را خواند ، و مانند آن از امير المؤمنين روايت است كه اى آدميزاده چون ديدى پروردگارت پياپى به تو نعمت دهد از او حذر كن پايان .
و از آيات برآيد كه بلاها و مصائب نعمت خدايند براى پند گرفتن و يادآورى و ترك گناهان چنانچه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : اگر مردم هنگام ديدن بلا و زوال نعمت با دل درست بخداى خود پناه ميبردند هر چه از دست رفته بود بدانها بر ميگردانيد و هر فاسدى را براشان به مينمود .
و دلالت دارد كه نعمت پياپى بر بنده براى غافلگير كردن او است و هم رفع بلا از او بحسب غالب چنانچه على بن ابراهيم گفته : شايد زارى كنند و چون زارى بدرگاه خدا نكنند خدا در دنيا را بر آنها گشايد و توانگرشان كند براى بد كارى و چون نوميد گردند و اينست گفته خدا در مناجات موسى عليه السّلام كه بسند پدرم از امام صادق عليه السّلام رسيده كه خدا در مناجات موسى عليه السّلام فرمود : اى موسى چون ديدى ندارى رو آورد بگو خوش آمد روش نيكان و چون ديدى توانگرى رو آورد بگو كيفر گناهى است شتاب كرده ، كه خدا در اين دنيا به كسى گشايش ندهد جز بسزاى گناهى كه آن گناه را فراموشش كند و از آن توبه نكند و اقبال دنيا بر او كيفر گناهان
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٩