تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
او است . و در رجال كشى ( 70 ) و در تفسير عياشى : بسندشان از ابى الحسن صاحب العسكر عليه السّلام كه قنبر آزاد كرده على عليه السّلام را نزد حجاج بردند ، گفت : تو چه خدمتى به على بن ابى طالب ميكردى ؟ گفت متصدى كار وضويش بودم ، گفت : چون وضو را پايان ميداد چه ميگفت ؟ گفت : اين آيه را ميخواند : چون فراموش كردند آنچه را ياد آور شده بودند - تا فرموده - بگناه نوميدشدگانند ، و بريد دنباله مردمى كه ستم ميكردند و سپاس از آن خدا پروردگار جهانيان ( 45 - الانعام ) حجاج گفت : بگمانم اين آيه را در باره ما تأويل ميكرده ؟ گفت : آرى . اخبار باب : 1 - در صفات الشيعه صدوق ره ( 180 ) بسندش از امام صادق عليه السّلام كه پيسى مانند لعنت است و در ما و نژاد ما و شيعه ما نباشد . و بسند ديگر از امام صادق ( ع ) : اگر مؤمن را در دنيا از بلاها آسوده نكرد او را در آخرت از كورى و شقاوت آسوده دارد يعنى كورى چشم . 2 - نوادر راوندى : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه اسلام غريب آغاز شد و بغربت باز خواهد گشت چنانچه در آغاز بود و خوشا بر غريبان ، گفتند كيانند يا رسول اللَّه ؟ فرمود : آنان كه خوب باشند چون تباه و بد گردند مردم ، راستش بر مؤمن هراس و غريبى نباشد ، نميرد مؤمنى در غربت جز كه گريند بر او فرشته‌ها برحمت بر او ، چون كم زنى بر او گريد ، و گورش با پرتو نورى گشاده شود كه بتابد از آنجا كه به خاك شده تا زاد بومش . 3 - كافى ( ج 2 : 252 ) بسندش از امام صادق عليه السّلام كه سخت‌تر بلا بر مردم بر پيغمبرانست وانگه كسانى كه در كنار آنانند وانگه هر كه بدانها مانندتر است به ترتيب . بيان : بقولى مراد از مردم در اينجا كاملتر پيغمبران و اوصياء آنانست و اولياء
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 160 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى