امير مؤمنان اسم اعظم است و كاش آن را بلب مىآورد و زمين آن دشمنان را در خود ميگرفت و او چنين بود ، و اما ابو ذر را امير مؤمنان فرمود : خاموش بماند ، و براى آن سرزنشى از سوى خدا ندارد ، و او نخواست جز كه سخن گويد بر خلاف مخالفان .
جوهرى گفته : هيهات براى دور كردنست .
9 - كافى ( ج 2 ص 245 ) بسندش از على بن جعفر كه شنيدم امام كاظم عليه السّلام ميفرمود : نه هر كه دم از دوستى ما زند مؤمن است ولى براى آرامش مؤمنانند .
10 - كافى ( ج 2 ص 247 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه مؤمن آرامد بسوى مؤمن چون تشنه كه آرامد با آب سرد .
بيان : معقول را بمحسوس مانند كرده زيرا تشنه از بىآبى دل پريشانست و پر آن را جويد و چونش يابد بياسايد و بيارامد و مايه زندگى تن او شود ، و مؤمن هم پر شيفته شود بمؤمن و تشنهء ديدار او است و چونش يابد و آرامد و به دو گرايد و به دو زندگى خوش روحانى گيرد ، چون سبب قوت ايمان و رفع شكوك و شبهات او و هراس او شود .
و بقولى : اين آرامش از دو جا مايه گيرد يكى هم جنسى براى تناسب در منش و جان چنانچه گذشت و دو هم جنس بهم گرايند و هر چه هم جنسى بيشتر گرايش فزونتر چنانچه روايت است جانها چون قشونهاى آمادهاند و هر كدام با هم آشنايند بهم گرايند و هر كدام ناآشنا از هم جدا شوند .
دوم : دوستى صورت و سيرتش بدانش و ايمان و اخلاق نيك و كردار پسنديده آراسته است و دلبر همه كس است و آن صورت گاه دريافت شود بديده و بينائى دل و گاه مايه دوستى و آرامش باشد بفرمان خدا تعالى و براى پيوند واقعى و گرچه تفصيل آن دانسته نباشد .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٢