4 - كافى ( ج 2 ص 242 ) بسندش از كامل خرما فروش كه شنيدم ابى جعفر عليه السّلام سه بار فرمود : مردم همه بهائمند جز اندكى مؤمن ، و سه بار فرمود : مؤمن غريب است .
بيان : يعنى مردم همه در كم خردى و درك حق و شهوتپرستى و سستى خرد چون بهيمهاند كه خدا هم فرموده ( نيستند آنان جز چهار پايان بلكه گمراهتر ) . .
مؤمن غريب است : زيرا كمتر مانند خود را بيند و به دو آرامد و چون آواره است ميان مردم كه از خاندان و وطن و ديارش دور است . .
5 - كافى بسندش از ابن رئاب كه شنيدم امام صادق عليه السّلام ميفرمود بابى بصير كه :
به خدا اگر من سه مؤمن چون شما يافتم كه حديثم را نهان دارند از دشمن ، روا ندانستم حديثى را نگفته گزارم و نهان دارم .
بيان : دلالت دارد كه مؤمن كامل راز دارشان كم بوده و از بيشتر شيعه هم چون مخالفان خود تقيه ميكردند ، زيرا گفته آنها را فاش ميكردند و به گوش خلفاء جور ميرسيد و از آنان زيانمند ميشدند يا بكمخردان ميرسيد و نميتوانستند بفهمند و گمراه ميشدند .
شمار سه براى اينست كه يكى و دوتا نتوانند راز را در دل نهان داشت و سه تن مىتوانند با هم انجمن كنند و همدم شوند و راز را بهم بگويند و سينه را سبك سازند و نهان داشتن بر آنها آسان گردد چنانچه آزمايش شده .
6 - كافى بسندش از سدير صيرفى كه نزد امام صادق عليه السّلام گفتم : خانهنشينى برايت روا نيست . فرمود : چرا اى سدير ؟ گفتم : چون دوستان و شيعه و يارانت بسيارند ، به خدا اگر امير مؤمنان عليه السّلام اين همه شيعه و ياور و دوست كه دارى ميداشت تيم وعدى در حق او طمع نميكردند . فرمود : اى سدير بسا كه بچه شمارى برسند ؟ گفتم صد هزار ، فرمود : صد هزار گفتم آرى بلكه 200 هزار ، فرمود : 200 هزار ؟ گفتم :
آرى و نيمى از دنيا ، گويد : امام خاموش شد وانگه فرمود : بر تو آسانست كه با ما
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٨