تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بيان : چون شيوه اينست كه مردم از تنهائى و كمى رفيق در راه هراس دارند بويژه اگر دراز و سخت و ناشناس باشد ، آن حضرت نهى كرد از هراس تنهائى در اين راه و كنايه زد به كسى كه بسا بوسوسه افتاده بود كه چون كمند بر حق نيند در برابر مخالفان بسيار خود و نيز كمى رفيق در راه اين جهان بسا هلاكت بار است و سلامت در جمع مسافران بسيار است و آنها را آگاه كرد كه آنان در راه هدايتند و سلامتند گرچه اندكند و نبايد راه آخر ترا به راه در دنيا سنجيد . وانگه آگهى داد بسبب كمى مردم رهنما شده و آن اينست كه مردم براى دنيا گرد آيند و باكى از ديگر سرا ندارند و فرمود خوان اين جهان كه لذتگاه همگانست زمان اندكى است و بدنبالش دوران دراز و كيفر و عذابست ، و بقولى نياز طولانى پس از مرگ بخوراك روحانى از كمالات انسانى و نفسانى كه در دنيا از آن بىخبرند . 2 - صفات الشيعه ( ص 180 ) بسندش از مفضل بن قيس كه امام ششم عليه السّلام به من فرمود : شماره شيعه ما در كوفه چند است ؟ گفتم : 50 هزار و پيوسته ميگفت : چند است و چند تا فرمود : به خدا دوست داشتم در كوفه 25 مرد باشند كه روش ما را بدرستى بدانند و جز راست و درست بر ما مگويند . 3 - كافى ( ج 2 ص 242 ) بسندش از قتيبه اعشى كه شنيدم امام صادق عليه السّلام ميفرمود : زن با ايمان كميابتر است از مرد با ايمان و مرد با ايمان كميابتر از كبريت احمر ، كدام شما كبريت احمر را ديده . بيان : در قاموس گفته : كبريت زغال سنگ ، ياقوت سرخ ، طلا و گوهرى كه كانش در تبت است در دره مورچه‌ها - پايان . و معروف است كه كبريت احمر اكسير است كه كيمياگران در جستجوى آنند ، و مقصود اينست كه زن داراى صفات ايمان كمتر از مرد چنانيست و مردش هم بسا نايابتر است از اكسير و آن را تأييد كرد كه كدامتان كبريت احمر را ديده ، يعنى شما نديديد كبريت احمر را و چطور طمع ديدار مؤمن كامل داريد كه از آن كميابتر است .