تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
ابى طالب چسبد كه هلاك نشود هر كه دوستش دارد و پيرويش كند و نجات ندارد هر كه دشمنش دارد و از او بگذرد . و از امام باقر عليه السّلام است كه عروة الوثقى دوستى ما خاندانست . 2 - كافى ( ج 2 ص 14 ) بسندش از امام صادق عليه السّلام كه صبغة اللَّه اسلام است . 3 - توحيد ( 341 ) بسندش از علاء بن فضيل كه از امام صادق عليه السّلام پرسيدم از تفسير قول خدا عز و جل ( 30 - الروم ) فطرت خدا است كه مردم را بر آن آفريده ؟ فرمود : آن يگانه‌پرستى است . 4 - بصائر الدرجات ( 78 ) بسندش از امام صادق عليه السّلام ( كه در تفسير فطرت
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ
و على امير المؤمنين را بر يگانه‌پرستى افزوده ) . بيان : در نهايه است كه در حديث است : هر نوزادى بر فطرت زاده شود . و مقصود اينست كه بر طبعى زاده شود كه آماده پذيرفتن دين است و اگرش بدان وانهند بر آن پايد و از آن به راه ديگر نرود و گذشتش از آن بر اثر آفتى است كه دچار او گردد مانند تقليد ديگران ، و نمونه آورده از فرزندان يهود و نصارى در پيروى از پدرشان و توجه بدين آنان از آنچه تراوش فطرت درست است . و بقولى مقصود اين است كه هر نوزادى بشناخت خدا و اعتراف به دو زايد و كسى نيابى جز كه اقرار دارد او را صانعى است گرچه نام ديگر بر او نهد يا ديگرى را با او پرستد ، و از آن معنا است حديث حذيفه : بر جز فطرت محمد دين اسلام را خواسته كه به آن حضرت وابسته است . پايان . و بقولى فطرت يك آفرينش ويژه است كه آفريدن آدمى است بنوعى از تكامل كه يگانه‌پرستى و خداشناسى است كه از او پيمان بندگى و استوارى بر روشهاى عدالت گرفته شده . يكى از عامه گفته : پيشداشت سعادت يا شقاوتست در علم خدا كه براى هر كه