خوش سيما كه خدا عز و جل فرمايد : سيماشان در چهرههاشان ( 29 - الفتح ) گفتم او را بينم خوش سيما و باوقار و از آن اندوه خورم فرمود ، اندوه مخور بر آنچه ديدى از كج خلقى يارانت و از آنچه ديدى از خوشى سيماى مخالفانت ، راستش خدا تبارك و تعالى چون خواست آدم را آفريند دو سرشت آفريد وانگه آنها را دو دسته كرد و براستيها گفت : آفريده باشيد بفرمانم و آفريدهاى شدند چون مورچه كه ميشتافتند ، و به چپيها آفريده باشيد و آفريده شدند چون مورچه كه ميلوليدند .
وانگه آتشى براشان برآورد و فرمود ( براستيها ) در آن درآئيد و نخست كسى كه در آن در آمد محمد صلّى اللَّه عليه و آله بود وانگه اولو العزم از رسولان پيروش شدند و اوصياء پيروانشان ، وانگه به چپيها فرمود : در آن درآئيد بفرمانم گفتند : پروردگارا ما را آفريدى تا بسوزانى و نافرمانى كردند ، به راستيها فرمود : درآئيد از آتش بفرمانم و در آمدند و آتش هيچ آسيبى بدانها نزده بود و چون چپيها آنها را ديدند گفتند :
پروردگارا بينيم ياران ما سالم ماندند و از ما بگذر و بفرما به آتش رويم ، فرمود : گذشتم برويد در آن و چون نزديكش شدند و گرميش به آنها رسيد برگشتند و گفتند پروردگارا ما را شكيبائى سوختن نيست و نافرمانى كردند و سه بار آنها را فرمان داد و در هر بار نافرمانى كردند و برگشتند و راستيها را سه بار فرمان داد و در همه فرمانبردند و بيرون آمدند ، وانگه به همه فرمود بفرمانم خاك شويد و از آن خاك آدم را آفريد فرمود :
هر كه از اينان باشد از آنان نشود و هر كه از آنان باشد از اينان نشود و آنچه كج خلقى بينى در يارانت از آلودگى چپيها است و آنچه خوش سيمائى بينى از مخالفتان و وقار از آلودگى براستيها است .
توضيح : جزرى گفته « سمت » هيئت خوب و نمود نيك دينى است و بمعنى زيبائى و جمال نيست و شايد غدقن امام از اطلاق سمت براى اينست كه معنى روش و مذهب خوب ميدهد ، و تعبير ديگرى آورد كه اين توهم نشود ، يا اينكه اين واژه در هيئت نيكان شيوا نيست و تعبير شيواترى آورده يا آنكه امام ميدانست منظورش
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٦