تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
و هنگامى زمين به منادمت با او برمىخيزد و مانند نديم و همنشينى با او سخن مىگويد و اظهار مىكند به من و عجائبى كه در من است نگران شو و به بين كه چگونه خداى متعال نسبت به تو اكرام نمود تا بر فراز من راه به روى و من مادر تو و بزرگتر از تو مىباشم و به بين بر چه پايه‌اى استوارم و گاهى زمين در زير پاى او مانند درياى توفنده‌ايست كه در برابر او موج مىزند و او بر روى آن درياى طوفانى قرار گرفته و غرق نمىشود و اين دريا در صورتى براى او مجسم مىشود كه سخن زمين را نمىشنود و يا اگر بشنود در حالى خواهد بود كه در مقام تحير در آمده باشد و او همواره بدان نگرانست تا گروهى از روحانيان كه ساكن در زمينند بوى حمله‌ور مىگردند و از آنجا كه خود را در حصار راستى و اخلاص متحصن ساخته بر وى پيروز نمىشوند و سرانجام روى زمين در دست دائره قدرت او مضمحل مىگردد . و مقصود اصلى از بيان اين حقيقت آن است كه هرگاه تغيير حال سالك به سرحد اشتداد برسد و همت او به پايه‌ى عالى ارتقا پيدا كند مىتواند بر اثر همين حالتى كه براى او اتفاق افتاده از وجوه آيات و علامات برخوردار گردد و علم و اختيار در چگونگى اطلاعات او مداخله‌اى ندارد و اين‌گونه دست يا بى او از ناحيه دست همت اوست نه از ناحيه‌ى دست عضوى او .