بازگشت سرگردان و حيرت زده بود جريان را از او پرسيده گفت آنگاه كه تو گفتى آن كلمه اسم اعظم است در صحت آن به شك افتادم كه آيا آن كلمه اسم اعظم است يا خير براى رفع شك با خود گفتم پروردگارا هرگاه آن كلمه اسم اعظم است هم اكنون مردى را بسوى ما گسيل دار تا ده دينار پول بما بدهد كه آن را به مصرف دعوت فقرا برسانيم اكنون كه آن قطعه را مشاهده كرده از اينكه خواسته من بلافاصله به اجابت رسيده به حالت غشوه در آمدم .
رؤياى خادم
پس از چندى خادم بقعه خطاب به من گفت در رؤيا اشخاصى را ديدم و پنداشتم كه آنها فرشتگانند و مىگويند ما به فلانى ( نجم الدين كبرى ) اسم اعظم را تلقين كرديم اين سخن بر من گران آمد گفتم چرا به من اسم اعظم را تلقين ننموديد گفتند او در راه خدا مجاهدات و رياضات بسيارى را متحمل شده است و تو آنگونه رياضات را متحمل نشدهاى و هرگاه تو هم مانند او رياضات در راه خدا را بر خود هموار بسازى اسم اعظم را بر تو تلقين خواهيم كرد .
تلقين كنيه و نام
همچنانكه ولى خدا از مراتب اسم اعظم و آثار آن برخوردار مىشود از اسم و كنيهى غيبى خود و نامهاى روحانيهاى جن و فرشته