تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مىخوانند و دعاشان به اجابت مىرسد .

ملاقات بابا يزيد

در يكى از اوقات مردى به ملاقات با يزيد رفت از او پرسيد اسم اعظم خداى متعال كدام اسم است ؟ با يزيد گفت نخست به من بگو كدام اسم از اسمهاى حضرت او كوچك‌تر است تا من اسم عظيم‌تر او را به تو معرفى نمايم آن مرد از شنيدن اين پاسخ متحير شده و گفت آرى همگى اسماء اللّه بزرگ است .

در خلوت بغداد

در يكى از اوقات كه در خلوت مسجد شونيزيه در بغداد بسر مىبردم كاغذى را ديدم كه بر روى آن نوشته بود « افتحبحنين » آن كلمه را يادداشت كرده و آن را به خادم آن بقعه نشان داده گفتم اين كلمه اسم اعظم خداست خادم حيرت زده سر به زير افكند و سخنى نگفت طولى نكشيد كوبه در مسجد به صدا در آمد در گشوده شد مرد ناشناسى وارد شد و قطعه‌اى از طلا نزد ما گذارد هنگامى كه آن مقدار از طلا را توزين كرديم معلوم شد به اندازه ده دينار وزن دارد از اين پيش آمد خادم بقعه به حالت غشوه در آمد پس از آنكه به حال عادى