تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
از فرمان او سرپيچى كند وى را تنبيه كرده و به زندان و بندى كردن او اقدام مىنمايد و پيداست كه تنبيه و احسان آقا نسبت به بنده‌اش همراه با غرض‌ورزى نبوده بلكه دليل بر آنست كه از اين راه تعلق قلبى به او داشته كه در برابر فرمانبردارى وى به احسان او پرداخته و در مقابل مخالفت او به تنبيه او اقدام نموده است و ثابت است كه تنبيه آقا نسبت به بنده‌اش ارزنده‌تر از احسان اوست زيرا ممكن است احسانى كه سيد به بنده‌اش نموده به جهت خدمت باشد كه وى انجام داده و يا به مناسبت كرمى بود كه شخص سيد را به بخشايش بر آن وادار كرده و يا به‌وسيله تعلق خاطرى بود كه بوى داشته ليكن تنبيهى كه نسبت به وى انجام داده است منحصر به تعلق قلبى او بوده كه بنده‌اش را دوست داشته و مىخواسته همواره بنده‌اش انسان وظيفه‌شناس و سر به فرمان باشد و محبتى كه نسبت به وى انجام داده است از قبيل موافقت محب با محبوبست . و به همين نسبت هرگاه سالك در معرض عتاب پروردگارش قرار بگيرد و در خوابى كه خود ديده يا ديگرى براى او مشاهده كرده و يا گرفتار نكبت و اندوهى شده يقين خواهد كرد اين‌گونه پيش‌آمدهائى كه براى او اتفاق افتاده بهتر از احسانى است كه پروردگار او نسبت بوى انجام مىدهد براى اينكه اكرام و احسان از جمله صفات حقتعالى است و ليكن شكنجه و عقوبت از صفات او نمىباشد و محض محبت است كه بنده را از طغيان و سركشى باز بدارد .