نيز رو به انجماد گزارد پس آن مكان بيرون از شىء و ضد آن نباشد كه الضدان لا يجتمعان و لا يرتفعان و آن دو حالت به مصاحبت يكديگر ظهور كرده و منتهى به حالتى مىشوند كه براى هميشه گرما و سرما در آن اثرى ندارد و با حرارت و برودتى وجود پيدا نمىكند زيرا سالك از جمود و خمود به حالتى ترقى كرده كه جمود و خمودى در آن احساس نمىشود و صفا و پاكى باطنى او ، او را از اين گونه اركان حرارت و برودت باز داشته .
شكنجه مجرمان
آتشهاى نفسانى اجزائى از كلياتى هستند كه به طور كلى منعدم نمىشوند بلكه به كليات خود مىپيوندند و اين كليات همان آتشهائى هستند كه افراد بزهكار بدانها شكنجه مىشوند آنهايى كه مرتكب جرم و بزهكارى شده و بر اثر شدت بزهكارى جرم و ضخامت آن آتشها را روز افزون ساختهاند و از همينجا است كه سر گناهان صغيره و كبيره نمودار مىگردد و شكى نيست كه آتش گناهان كبيره همانند گناهان صغيره نمىباشند و متفاوتاند .
و به همين جهت است كه روشنى نماز پارهاى از آن آتشها را سرد مىسازد ليكن اين اندازه سردى كافى براى خاموش شدن آن آتش افروخته نمىباشد بلكه علاوه بر آن نيازمند به خاموش ساختن آتش ديگر از بزهكاريهاست كه با برودت قصاص و حد و كفاره و توبه آنها را خاموش ساخت و پايه اساسى همه برودتها توبه