و شيطنت و نفس اماره و ديگر از خويهاى مذموم خاموش گردد درون و برون او از برودتى كه گاهى تصاعد مىكند و هنگامى از آسمان بر او نازل مىشود سرد شده و سالك سائر مانند يخى سرد مىشود و آن برودت همانا برودت عفو است و به دنبال آن انجماد پسنديده در خود احساس مىكند كه متعاقب آن از آسايش و سبك روحى و خوشى و نشاط بهرهاى كافى مىبرد و چنان حالت انجماد و برودتى در وى محسوس مىگردد كه جامههاى بسيار هم در او ايجاد حرارت نمىكند و خانهاى كه در آن زيست كرده از انجماد او چون زمهريرى شده كه هيچ آتشى در هر اندازه گرمى باشد آن را گرم نمىسازد و از اينجا مىتوان به حقيقت فرمايش حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيد آنجا كه فرموده اللهم اغسلنى بماء الثلج و البرد پروردگارا مرا به آب برف و يخ شستشو ده .
خمود
خمود فرو نشستن آتشهاى شهوت و گرسنگى و تشنگى و شيطنت و نفس اماره است كه پيش از اين بدانها اشاره كرديم .
دو حال متعاقب
خمود و جمود دو حالتى هستند كه به تعاقب يكديگر وارد مىشوند و هرگاه آتشهاى نفسانى سرد و فسرده شوند محال آنها