و پشيمانى از گناه است براى اينكه هرگاه آتشها به آتشگيره انسان و دلهاى سخت و صلب افروخته گردد انسان مجرم از پروردگار خود خاطر مىكند تا اينكه آتش شعلهور با افروزش آتشگيرههاى خود طعم خويش را بچشد و هنگامى كه سير شد از هيجان باز مىماند و در اين موقع است كه شخص مجرم متذكر و متنبه مىشود و عزيمت كرده تا به حق متعال روى آورد و از كارهاى بيهوده دست بردارد و همين عزيمت عبارت اخراى پشيمانى است بدنبال آن با كمال ندامت و پشيمانى به پروردگار خود عرض مىكند بدكارى از من سر زد و با آنكه همواره از گذشته و آينده از همگى عنايات ارزندهء تو بهرهمند بودم باز هم بر خلاف پيمان دست به اعمال ناشايستهء زدم اينك از من درگذر و نسبت به من رؤف و مهربان باش آرى اينست اميد من و اينست گمان من به حضرت تو .
زمهرير
براى اين برودت جزئى نيز كلى است كه هماره پايدار است و آن جزء ملحق به آن كل مىشود و آن كل همان زمهريرى است كه در دوزخ مىباشد .
عروج سالك
هرگاه سالك از و بال اركان نفسى رهائى يابد چهار تن از