پس از آنكه با خلوت الفت گرفت از ضد آن بيمناك مىشود و به وحشت مىافتد و در اين هنگام است با ياد كسى كه خلوت را از جهت او اختيار كرده است مأنوس مىشود و متذكر بذكر حق سبحانه و تعالى مىشود .
نكته قابل تذكر آن است كه انس با خلوت مقدم بر ذكر حق است و در عين حال هر دوى آنها در مقام تسابق و تعاقب با يكديگرند و سر تسابق آن است كه گاهى اتفاق مىافتد در آغازى كه سالك قدم در راه سلوك مىگذارد حالت وحشتى از اغيار در وجود او ايجاد مىشود و براى آنكه اينگونه وحشت را از خود بزدايد الفتى با خلوت پيدا مىكند و پس از آنكه خلوتگزينى اختيار كرد در طلب انيسى بر مىآيد از اينگونه رفتار پيداست كه خلوت مقدم بر انس است و گاهى در آغاز راه حقيقت براى او كشف مىشود و بدنبال آن الفتى با ياد همنشين در او بوجود مىآيد در اين حال اضداد و اغيار از در تشويش خاطر در آمده منادمت با همنشين را براى او ناشايست مىانگارند و او براى گريز از همنشين با خلوت مأنوس مىشود و پس از اين همواره به ذكر و خلوت مىپردازد تا به كلى توجهات اضداد و خدايان و حتى ياد آنها را هم از خاطر دور مىسازد و كاملا با حقتعالى الفت پيدا مىكند و نهايت ميدان صورت خلوت از جهت او ايجاد مىشود و بدايت خلوت معنى براى او هويدا مىگردد و در اين موقعيت سالك از نظر صورت با اغيار است و از جهت باطن همراه با عارف است .
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٩٣