آورم در نتيجه آن به اندازهاى كه استعدادم اجازه مىداد درستى اين راه براى من آشكار شد ليكن زيربناى خلوتم رو به تباهى داشت زيرا غرض صحيحى بر خلوت من بار نشده و با نيت صادقى در آن قدم نگذاردم گذشته از اين در بيرون خلوت كتابهائى داشتم كه چشم دلم متوجه بدانها بوده يازده روز از خلوتگزينى من گذشت و روز يازدهم مرا از خلوت بيرون آوردند و به اندازهاى كه مشقت خلوتنشينى از من زدوده شد در بيرون از خلوت ماندگار شدم و باز كه تصميم داشتم تا به خلوت در آيم با خود گفتم هرگاه بدان حال كه وارد خلوت شدم وارد شوم به همان حال اخراج شوم كه اخراج گرديدم يعنى پيش از ورود به خلوت بايد تصميم تازهتر و جدىترى داشته باشم اين است كه بايد با نيت صادق و عزمى راسخ وارد خلوت بشوم تا با نيت صادق و با دستى پر از آن بيرون آيم به همين جهت به تصفيه نيت پرداختم و روحم را در كف دستم در آوردم و خطاب به وى گفتم اينك تو و خلوت تو و نيت صادق و بدنبال آن كتابهايم را وقف كردم و جامههايم را به مستحقان بخشيدم و پولهايم را صدقه دادم و دنيا را پشت سر انداختم و سراى جاويد و قيامت را برابر خويش قرار دادم و خود را براى هرگونه ننگ و عارى كه بايد تحمل كنم و هرگونه سخنى كه مردم در حق من بگويند از قبيل اينكه فلانى بيچاره شد و يا ديوانگى سر بجان او گذارد و يا چنين و چنان گرديده و به زير خرقه رفته
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٩٠