و اصل مىگردد و به مقصد اقصى كه آخرين نقطهى آرزوى او بود دست مىيابد .
از طرف ديگر قبض و بسط دو ميوه باغ صفاتاند و آنكه بدين دو صفت نايل آيد بهمنزله مرد ميان سال است و ميانسالى او از نقطه نظر آن است كه وى به حقايق صفاتى نايل آمده است و صاحب خوف و رجا كه بيم و اميد با وى همراه است بهمنزله طفل و كودك است و اين دو صفت ثمرهى علم است كه آرامش نداشته بلكه آفاتى كه پيش از اين بدانها اشاره كرديم آن را هدف خود قرار مىدهند .
بنابراين سبب تماميت خوف ، دوام علم و علت تماميت قبض و بسط صبر و فكر دائمى و جهت تماميت انس و هيبت دوام رضا و تفويض است كه همواره از خدا راضى بوده و پيوسته گره كار خود را به ارادهى او مىگشايد .
و گاهى رضا و تفويض كه ثمره انس و هيبت است منقلب مىشود به علت اينكه هرگاه سالك طريق نعمتها و گرفتاريهائى كه حضرت حق تعالى عز اسمه ايجاد مىكند و در برابر همه آنها سلب اختيار از وى مىنمايد نگران شود از در كرنش و تملق در آمده و حالت خرسندى از خويش ابراز مىدارد و تن به قضاى الهى مىدهد و جبين شكرانه نعمت به خاك مىسايد و خود را به جامه شكيبائى مىآرايد و سرانجام خويش را در برابر پيشآمدها و بليات به حضرت او تفويض مىكند و به زبان بندگى معروض مىدارد انت ربى و قادرى ان شئت احينى
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٦١