و خون بهمنزله عرش روح است و هرگاه حالت سالك به مقام روح و خون به عرش آن قرار بگيرد رگها گشاده گردد و از خون ممتلى شود و از آنجا كه حالت وى مجالى به خود نه بيند رگها گسيخته شده خون فواره مىزند .
اهميت انس و هيبت
هرگاه قبض به نهايت درجه خود برسد اثر آن در صورتها و خيال هويدا مىگردد و ظهور آن بواسطهى نيرو و تيرگى و سختى كثافت است و از آنجا كه قبض سنخيتى با آنها دارد با آنها همراه شده و اجتماع مىكند به خلاف معانى و انوار و قلوب و ارواح كه بر اثر لطافت بىنهايتى كه دارند گرفتار هيچگونه قيد و بندى نشده و جز هيبت كبريائى چيز ديگرى آنها را در قيد خود قرار نمىدهد و به همين مناسبت است كه با انس علاقه پيدا كرده و بحسب همان لطافت ويژهء كه دارند پابند آن مىشوند و با همين دو بال قبض و بسط است كه سالك تازهسال در ميدان شيخ كهنسال در مىآيد و بدنبال آن ، قبض و بسطش متبدل به انس و هيبت مىشود و بر قبض و بسط او استيلا پيدا مىكند .
و تفوق آنها بر قبض و بسط از جهت كثرت نمونههاى وجدان و ذوق و زيادى مشاهدات است و حال آنكه اينگونه نموذجها و شواهد در مقام قبض و بسط اندك بوده است بلكه مشاهدات آنها