بال ميانسال
هرگاه در خوف و رجا ، استقامتى بوجود آيد انسان سالك به اولين حدود ميانسالگى كه قبض و بسط است نائل آمده و شرائط و مطالب مربوط به آن به همان نحويست كه راجع به خوف و رجا ارائه نموديم و بايد بگويم قبض و بسط همانند دو بال انسان ميانسال و ميزان اعمال اوست و حد فاصل آن دو ، صراط است و اعراض از آن و همچنين انحراف به راست و چپ و رو گردان شدن از خط مستقيم زمهرير ( سردخانه ) و دوزخ از جهت اوست و بديهى است كه قبض و بسط يك درجه بالاتر از خوف و رجا است و علت برترى آنها بر خوف و رجا از آن جهت است كه پايه خوف و رجا و موجب پيدايش آنها علم است و پايهى اساسى قبض و بسط ، تصرفى است كه از ناحيه حضرت قديم در او مىشود و شكى نيست كه قدرت برتر از علم است گذشته از اينكه علم مرتبهى پائينتر از قدرت را دارد در معرض آفت هم قرار مىگيرد از قبيل فراموشى و يا اشتغال ورزيدن به ذكر مخالف و يا توجه به ضد او با اينكه اشتغال كذائى هم به خودى خود وجود پيدا نمىكند بلكه اراده قادر مختار هم در وجود او مدخليت به تمام معنى دارد در عين حال آفت از براى علم به شمار مىآيد اما قبض و بسط كه بر پايه قدرت قديمه مستقر است دست هيچگونه آفتى به دامن او نمىرسد و معارض و معانى از آن جلوگيرى به عمل نمىآورد