انقباض و انبساط از او به ظهور مىرسد چنانچه انسان بىخبرى كه از چگونگى احوال او بىاطلاع است او را منقبض احساس مىكند و مىپندارد كه از انبساط بهرهاى ندارد از سوى ديگر هرگاه كسى كه اهليت مراتب عرفان و سلوك را دارد از لوح پيشانى او مىخواند كه طومارى از قبض در جبين او ظاهر گرديده و گوهرى از بسط در او نهفته شده و اين درج گهر از آنجا در وجنات او هويدا مىگردد كه وى بدانچه بايد برسد رسيده و چاشنى را كه بايد بچشد چشيده است .
و راز اين حقيقت آن است كه بندگان ويژه حقتعالى هرگاه از خزائن الهى و دفينههاى نامتناهى حضرت او اطلاع پيدا كنند و متوجه باشند كه خزينهاى او هيچگاه پايان نمىپذيرد و همواره برقرار است از آنچه بديشان ارزانى شده كمال فرحناكى را دارند و بدانچه در اختيارشان در آمده قناعت نمىنمايند و براى بهرهبرى از آن كمال وقار و آرامش را از خود به ظهور مىرسانند و از حقايقى كه استفاده كردهاند پرده برنمىدارند و بيم آن دارند هرگاه پرده از اين راز برگيرند اغيار متوجه شده و راز سر در اختيار بيگانگان در آيد اين است كه صفات جبروت و كبريائى بر آنها مسلط شده و صفات رحمت و جمال را پوشيده مىدارند بنابراين چنان افرادى با چنان نظريهاى كه دارند به ديدگان مردم ديگر افرادى منقبض آمده كه گويا از شدت وقار و توجه كامل و در ضمن آن ياد آورى نموده از
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٥٤