و سالك هم در ايجاد آن اختيار ندارد بلكه اختيار واحد قهار است كه حالت قبض و بسط را در سالك بوجود مىآورد و ديگر آنكه قبض و بسط ذوقى است كه در دلها و كالبدها بوجود مىآيد و كامشان از چاشنى آن شيرين است و خوف و رجاء منحصر به دلهاست و كالبدها و اجساد از آن بهرهور نمىباشند .
تسويه قبض و بسط
پس از اشاراتى كه به اهميت قبض و بسط و تفاوت آنها با خوف و رجا شد به اين سؤال مىرسيم همانطور كه خوف و رجا در حالت واحده ايجاد مىشد و تسويه و استقامت در آنها محسوس بود آيا قبض و بسط هم در حالت واحده تحقق پيدا مىكند و حال آنكه قبض و بسط دو گونه ضدى هستند كه شايسته اجتماع با يكديگر نمىباشند ؟
در پاسخ اين سؤال مىگوئيم در آغازى كه انسان وارد در ميدان سلوك مىشود دل او كه متوجه بسير الى اللّه است دو گونه حالت در خود احساس مىنمايد چنانچه گاهى منقبض است و آثار انقباض در او نمودار مىگردد و هنگامى منبسط است و نمونههاى انبساط در او هويدا مىشود و اينگونه انقباض و انبساط در مقام تلوين و در موقعى بود كه وارد ميدان قبض و بسط شده و سالكى كه در مقام استقامت قرار گرفته و از جادهى تلوين عبور نموده است در يك حال