تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
هستند كه مانع ادامهء انجام وظيفهء او شده و موجب نهان شدن او گرديده‌اند و هر گونه فسادى كه از اين امر توليد شود ، خودشان مسئول آن خواهند بود ، ولى اگر خداوند امام را بميراند و يا او را نصب نكند و ميراندن يا نصب نكردن امام ، موجب فساد و هرج و مرج گردد ، در اين صورت مقصر و عامل اصلى در ايجاد فساد و هرج و مرج خداوند خواهد بود . پر واضح است كه حق تعالى هرگز موجب فساد و هرج و مرج نمىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) مرحوم « علّامهء حلى » در كتاب « كشف المراد » در بحث « وجوب نصب امام » پس از توضيح كلام « خواجه نصير الدين طوسى » كه فرموده : « وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا ؛ يعنى وجود امام براى مردم لطف خداوند است و حكومت او بر جامعه لطف بهترى است براى آنان و اگر در اين زمان امام شخصا ادارهء امور جامعه را به دست نمىگيرد ، اين ما هستيم كه موجب آن شديم » ، مىگويد : « تحقيق در اين باره اين است كه فايده و ثمرهء نيكوى امامت در اجتماع بشرى به چند چيز حاصل مىشود : اول اينكه : خداوند امام را به طور واضح نصب كند و امكان ادارهء صحيح امور مردم را به او بدهد ، اين كار را خداوند انجام داده است . دوم اينكه : امام نيز حاضر به قبول منصب امامت گرديده و آمادهء انجام وظيفه خود بشود . اين كار را نيز امام به نوبهء خود انجام داده است . سوم اينكه : مردم نيز به وظيفهء خود نسبت به وى عمل كنند به اين معنا كه فرمان او را بپذيرند و در ادارهء امور ، او يارى دهند . اين همان چيزى است كه مردم آن را انجام نداده‌اند . پس بنا بر اين ، تنها امت بوده‌اند كه از شامل شدن لطف خداوند نسبت به خود جلوگيرى به عمل آورده‌اند ، نه خداوند و نه شخص امام » . ( كشف المراد ، ص 285 ) .