نيز عذر و بهانهء افراد بر طرف شده و حجت بر آنان تمام مىشود و آنان احتياجى به تحمل سفر و از نزديك به حضور امام رسيدن ندارند و پس از وفات آنان نيز تبليغ و ترويج حق ، به همين گونه انجام مىپذيرد و اجراى حدود و احكام و جهاد با دشمنان نيز به عهدهء نمايندگان و فرماندهان آنان بوده و هرگز منحصر به شخص آنان نيست . به همين جهت ، در زمان پيغمبران ، نمايندگان و فرماندهان آنان اين امور را بدون هيچ سستى و تأخيرى انجام مىدادند و هرگز نمىگفتند كه بايد خودشان شخصا به اين كارها بپردازند .
( 1 ) از بيانات فوق ، اين مطلب به وضوح روشن شد كه علت احتياج به وجود امام اين است كه شريعت و قانون اسلام حفظ شده و به همان گونه كه وظيفهء آنان است تبليغ گردد و اگر كسى و يا كسانى پيدا شوند كه به اين امور قيام كنند در اين صورت امام حق دارد ساكت بماند و يا پنهان شود و هر گاه كه همهء امت بر ترك اين عمل اتفاق كرده و كسى از آنان اين كار را به عهده نگرفت و تمامشان از راه حق و قانون صحيح ، منحرف شوند ، قهرا امام حق ندارد كه در پنهان بماند ، بلكه بايد ظاهر شده و اين كارها را شخصا انجام دهد . همين مطلب ، فلسفهء وجود امام را عقلا تشكيل داده و وجوب نصب او را ثابت مىكند .
ثانيا : آنچه عقلا بر خداوند واجب است ، اين مطلب مىباشد كه براى هدايت امت و حفظ قانون شريعت و تحصيل امنيت ، امامى را نصب كند . هنگامى كه امت ، راه ظلم و ستم را پيشه سازند و مانع انجام وظيفهء او گردند و قصد نابودى او را كنند ، در اينجا اين تنها امت
الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٧٨