تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
( 1 ) « كيسانيه » مىگويند : « محمد بن حنفيه زنده است و در زمان مناسب ظهور خواهد كرد » .
هامش
« كيسانيه » پيروان « محمد بن على بن ابى طالب » معروف به « محمد حنفيه » و معتقد به امامت او مىباشند . آنان نيز در بين خود اختلاف كرده و تقريبا به يازده گروه تقسيم مىشوند و مشهورترين آنان آن دسته هستند كه « محمد » را « مهدى » منتظر دانسته و عقيده دارند كه وى در « كوه رضوى » نزديك مكه پنهان شده و در زمان مناسب ، ظهور خواهد كرد و عدل را در زمين برقرار خواهد نمود ! ! در علت نامگذارى اين دسته به « كيسانيه » اختلاف است ؛ بعضى گفته‌اند كه چون نام « مختار بن ابى عبيدهء ثقفى » ، « كيسان » بوده و او در حقيقت وزير « محمد » و بزرگترين مبلغ وى بوده است ، به همين جهت به « كيسانيه » معروف شده‌اند . بعضى ديگر گفته‌اند كه علت نامگذارى آنان به « كيسانيه » اين است كه چون نام « ابا عمره » رئيس شهربانى مختار ، « كيسان » بوده و وى بزرگترين فرد دستگاه مختار و قايل به نزول وحى بر وى بوده است ، بدين جهت به « كيسانيه » معروف شده‌اند . بعضى ديگر گفته‌اند كه « على بن ابى طالب ( عليه السّلام ) » دوستى به نام « كيسان » داشت كه همواره وى را بر انتقام گرفتن از كشندگان « حسين ( عليه السّلام ) » تحريك مىكرد ، بدين جهت به آنان « كيسانيه » مىگويند . بعضى ديگر مىگويند كه روزى « مختار » هنگام كودكى در مقابل على ( عليه السّلام ) نشسته بود . على دست نوازش بر سر او كشيده ، فرمود « كيس كيس ؛ زرنگ باش ، زرنگ باش » . و بدين سبب بر آنان « كيسانيه » اطلاق مىشود . « كيسانيه » مىگويند : ديندارى ، عبارت از فرمانبردارى از يك فرد است . آنان نماز ، روزه ، زكات ، حج ، جهاد و غير آن از دستورات اسلام را به فرد تفسير مىكنند و به همين خاطر ، هنگامى كه تسليم فردى شده و اطاعت او را پذيرفتند ، همهء احكام اسلام را ترك مىكنند . در حقيقت اين دسته با اكثر گروههاى « صوفيه » هم عقيده‌اند . ناووسيه « ناووسيه » كسانى هستند كه مردن « جعفر بن محمد ( عليهما السّلام ) » را باور ندارند . اهل تاريخ مىنويسند : هنگامى كه « امام جعفر بن محمد » وفات كرد ، شيعيان به شش دسته متفرق شدند ، يك فرقه از آنان مىگفتند كه جعفر بن محمد زنده است و نمىميرد تا اينكه ظاهر شده و حكومت مردم را به دست بگيرد و « مهدى قائم ( عج ) » جز او شخص ديگرى نيست و در اين رابطه روايتى از شخص امام جعفر ( عليه السّلام ) نقل مىكردند كه به اعتقاد شيعيان جعلى است ) كه وى فرمود : « اگر ديديد سرم بريده و از كوهى مىغلتد ، مردنم را باور نكنيد و اگر كسى آمد و به شما خبر داد كه مرا غسل داده و دفن نموده ، هرگز تصديقش نكنيد ؛ چون من همان مهدىاى هستم كه قيام مسلحانه خواهد كرد » . در علت اينكه اين دسته چرا به اين نام مشهور شده‌اند اختلاف است ؛ بعضى گفته‌اند كه « ناووس » نام آن « قريه‌اى » است كه پايه‌گذاران اين دسته اهل آنجا بوده‌اند و آن قريه نزديك « انبار » در اطراف بغداد است . پاره‌اى از مردم آنان را « ممطوره » مىخوانند به خاطر اينكه آنان هنگامى كه اين ادعا را اظهار كردند بعضى از افراد ، به آنان گفتند كه به خدا سوگند ! شما مانند « سگان ممطوره » هستيد ؛ يعنى مانند سگان مريض و ولگرد كه جايى ندارند و چيزى براى خوردن به دست نمىآورند . اسماعيليه « اسماعيليه » عقيده دارند كه امام بعد از « جعفر بن محمد » پسرش اسماعيل بوده و او در زمان پدرش وفات نكرد . آنچه در زمان پدرش شايع شد كه او مرده است ، تظاهرى بيش نبود و امام با اين عمل مىخواست او را از دست دشمنان پنهان نگه دارد و او همان « مهدى منتظر » است كه در پنهان به سر مىبرد تا اينكه در زمان مناسب ظاهر شود و ادارهء امور مردم را به دست گيرد . اين دسته در بين مذاهب اسلامى به « اسماعيليهء خالصه » مشهورند . در بارهء رهبر اصلى آنان اختلاف است ؛ بعضى رهبر اصلى آنان را « عبد اللَّه بن ميمون قداح » مىدانند ، ولى اكثرا رهبر بزرگ و اصلى آنان را « محمد بن ابى زينب اسدى اجدع » ، مشهور به « ابى الخطاب » مىدانند و به همين جهت به آنان « خطابيه » نيز مىگويند . اين شخص در يكى از جنگهاى تن به تن كه بين او و طرفدارانش از يك طرف و بين سربازان « منصور » خليفهء عباسى از طرف ديگر انجام گرفت ، كشته شد و مختصر قصهء آنان از اين قرار است :