هامش
= دليل اول : انسان از نظر طبيعى و فطرى تنها در برابر آن دسته از افراد سر فرود آورده و پيروى مىكند كه يكى از اين سه ويژگى را داشته باشد :
الف - فردى كه داراى فاميل و عشيرهء زيادى باشد كه بتواند در برابر ديگران از او دفاع كند .
ب - فردى كه داراى مال و ثروتى باشد كه از ثروت و مال او فايده و بهرهاى به وى برسد .
ج - شخصى كه داراى دين و ايمانى باشد كه فرد تابع ، بتواند از دين آن شخص ، نفع مادى يا معنوى ببرد . ما هنگامى كه در احوال « ابى بكر » كاملا دقت مىكنيم ، مىبينيم كه وى نه داراى عشيره بود و نه ثروت دنيوى داشت ، بنا بر اين بدون شك ، علت تسليم شدن و اطاعت مردم از فرمان او به جز جنبهء دينى و معنوى ، چيز ديگرى نبوده است .
دليل دوم : خبرى است كه از پيغمبر ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) نقل شده كه فرمود : « خداوند هرگز امتم را بر گمراهى و اشتباه متحد نمىكند » . و ما مىدانيم كه تمام مردم پس از پيغمبر اسلام بر امامت و خلافت ابى بكر اتفاق نموده و به آن رضايت دادند . و اگر امت اسلام در انتخاب ابى بكر خطا كرده باشند ، اين خود به اين معنا خواهد بود كه گفتهء پيغمبر دروغ و بىاساس است .
وانگهى اگر اين انتخاب به غلط انجام گرفته باشد ، اين خود ، موجب بطلان نماز و روزه و ساير واجبات دينى و غلط بودن كارهايى است كه از انتخاب ابى بكر سرچشمه گرفته است .
« مرجئه » چندين گروهند كه عبارتند از : « عبيديه » ، « غسانيه » ، « ثوبانيه » ، « تومنيه » و « صالحيه » و هر كدام از اين چند گروه ، عقايدى دارند كه در پارهاى از مواضع ، با عقايد بعضى از گروههاى ديگر ، توافق دارند . براى اطلاع بيشتر به كتابهاى مربوطه مراجعه فرماييد .