4 - قاسم بن فضيل مىگويد به امام رضا عليه السّلام عرض كردم : فدايت گردم ! شخصى به سبب ناراحتى ناشى از گرما و سرما بر آستين خود سجده مىكند و حضرت فرمود : اشكالى ندارد « 1 » .
5 - ابو بصير مىگويد از امام باقر عليه السّلام سؤال كردم : در مسافرت هستم و وقت نماز فرا مىرسد ، در حالى كه من براى صورت خويش به خاطر گرماى سوزان نگران هستم ، تكليف من نسبت به سجده چيست ؟
حضرت در پاسخ فرمود : بر گوشهاى از لباس خود سجده كن . عرض كردم :
لباسم به اندازهاى نيست كه بتوانم بر گوشه يا پايين آن سجده كنم . حضرت پاسخ داد : بر پشت دست خود سجده كن ؛ زيرا آن هم يكى از سجدهگاههاست « 2 » .
6 - ابو بصير مىگويد از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : فدايت شوم ! مردى در سفر است و در راه ، گرفتار راهزن شده و او را غارت مىكنند به گونهاى كه عريان و برهنه بوده و تنها شلوارى به پا دارد ، در اين حال به چيزى كه بر آن سجده كند دسترسى ندارد و از سجده بر زمين هم به خاطر سوختن صورتش در اثر شدّت گرما بيمناك است .
حضرت فرمود : بر پشت دست خود سجده كند ؛ زيرا پشت دست ، يكى از سجدهگاههاست « 3 » .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 596 - 598 : « قال : قلت للرضا عليه السّلام : جعلت فداك الرّجل يسجد على كمّه من أذى الحرّ و البرد . قال : لا بأس به » .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 596 - 598 : « قال : قلت له : أكون فى السفر فتحضر الصلاة و أخاف الرّمضاء على وجهى ، كيف أصنع ؟ قال : تسجد على بعض ثوبك . فقلت : ليس علىّ ثوب يمكننى أن أسجد على طرفه و لا ذيله . قال :
أسجد على ظهر كفّك ، فإنّها إحدى المساجد » .
( 3 ) - همان مدرك : « قال : قلت لأبى عبد اللّه عليه السّلام : جعلت فداك ، الرّجل يكون فى السفر فيقطع عليه الطريق ،