است اينكه گروهى از پيروان مذاهب چهارگانه كسى را كه صورت خويش را در سجده بر زمين بگذارد و خاكآلود كند ، انكار و ردّ مىكنند و حال آنكه در كتب صحاح خود ، خلاف و ضدّ آنچه را كه انكار و تكذيب مىكنند به نقل از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم روايت كردهاند . مسلم نيز در جلد سوم صحيح خود به اسناد خويش حديثى را از ابو هريره نقل مىكند كه عبارت آن چنين است :
ابو جهل پرسيد : آيا محمّد در ميان شما صورت خود را بر خاك مىگذارد ؟ در جواب او گفته شد : آرى . پس ابو جهل گفت : سوگند به لات و عزّى ! هرگاه او را در حال انجام چنين كارى ببينم بر روى گردن او پا گذارده و صورتش را به خاك بمالم .
سپس ابو هريره در اين حديث ادامه مىدهد : او ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم را در حال چنين كارى مشاهده كرد ، پس ابو جهل اراده كرد تا گفتهء خود را به مرحلهء اجرا در آورد ، ولى فرشتگان الهى ميان او و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم حايل شدند « 1 » .
سيّد بن طاووس مىگويد : آيا چنان كه ايشان مىپندارند ، خاكآلود كردن صورت بدعت است ؟ آيا مىبينى كه اين چيزى جز سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم نيست كه تهديد و وعيد ، مانع و سدّ راه آن نمىشود ؟ و آيا مىبينى كه انكار خاكآلود كردن صورت ، چيزى جز بدعت از جانب ابو جهل و امثال او نيست ؟ پس چگونه است كه سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بدعت قلمداد مىشود و بدعت دشمن كافر او به عنوان سنّت تلقّى مىگردد . چنين امر عجيب و شگفتى ، هرگز سزاوار صاحبان فكر و انديشهء صواب نيست .
هامش
( 1 ) - « قال أبو جهل : هل يعفّر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم وجهه بين أظهركم ؟ قال : فقيل : نعم . قال : و اللّات و العزّى ، لأن رأيته يفعل ذلك لأطأنّ على رقبته و لأعفرنّ وجهه بالتراب ، ثمّ قال فى الحديث ما هذا لفظه : انّه رآه يفعل ، فأراد أبو جهل أن يفعل به ما عزم عليه ، فحال الملائكة بينه و بينه » .