به تحقيق باب مناقشه و گفتگو در تعيين و تشخيص حدّ ضرورت و اضطرار باز است ، چرا كه أنس مىگويد : او ، بلكه صحابه - چنان كه حسن بصرى نقل مىكند - در هنگام شدّت گرما بر لباس خود سجده مىكردند ، در حالى كه براى آنان اين امكان وجود داشت كه با خنك كردن سنگريزهها ، گرما را از خود دفع كنند ، به همان صورتى كه جابر انجام مىداد و خود أنس هم نقل كرده است كه وى هم اين عمل را انجام مىداده است ، بنا بر اين ، با توجه به اين نكته آيا در اين صورت ، ضرورت صدق مىكند و اضطرار تحقق دارد تا سجده بر لباس جايز شود ؟ مگر اينكه چنين قائل شويم كه جواز سجده بر لباس ، داير مدار حرج كم و مشقّت اندك و قابل تحمّل است و حال آنكه قبول چنين چيزى و التزام به آن ، خالى از اشكال نيست .
چگونه مىتوان حرج اندك را ملاك جواز دانست و حال آنكه بزرگان از محدّثين - همانگونه كه از ابن عبّاس و ثابت و عبد اللّه بن عبد الرحمن نقل شده است - گفتهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم تنها دستهاى خود را و نه صورت را به وسيله لباس خويش از سرما و گرما محافظت مىكردند ؟ !
بنا بر اين ، شايد آنان در تشخيص حدّ و اندازهء ضرورت و اضطرار ، اجتهاد كردهاند ولى در اين مسير به خطا رفتهاند .
3 - عيينهء نىفروش مىگويد به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : روزى كه هوا به شدّت گرم است داخل مسجد مىشوم و خوش ندارم كه روى سنگريزهها نماز بخوانم ، پس لباس خود را پهن كرده و بر آن سجده مىكنم . حضرت فرمود : بلى ، اشكال ندارد « 1 » .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 596 - 598 : « قال : قلت لأبى عبد اللّه عليه السّلام أدخل المسجد فى اليوم الشديد الحرّ ، فأكره أن اصلّى على الحصى فأبسط ثوبى فأسجد عليه . قال : نعم ، ليس به بأس » .