4 - عياض بن عبد اللّه قريشى مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مردى را مشاهده كردند كه بر گوشهء عمامهء خود سجده مىكند ، سپس حضرت با دست خود اشاره نمودند كه عمامهات را بردار و به پيشانى او اشاره نمودند « 1 » .
در عبارت « الإصابة » آمده است : شخصى در كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر عمامهء خود سجده مىكرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم عمامهء او را از پيشانىاش كنار زدند « 2 » .
5 - از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه نهى فرمودند از اينكه نمازگزار بر لباس يا گوشهء عمامه يا آستين خود سجده كند « 3 » .
مؤلّف مىگويد : گاهى نهى از سجده بر گوشهء عمامه بر اين حمل مىشود كه اين نهى ، بدين جهت بوده كه عمامه همراه نمازگزار و متّصل به او مىباشد و با حركت نمازگزار ، آن هم حركت مىكند و لذا نهى متعلّق به سجده بر گوشهء عمامه از اين جهت بوده است ، ولى وجه و دليلى براى اين حمل وجود ندارد ؛ زيرا تنها يك احتمال محض و بدون دليل و شاهد است ، بنا بر اين ، اطلاق حديث به صرف وجود اين احتمال ، مخدوش نمىگردد و از اطلاق دست برداشته نمىشود .
علاوه اينكه هيچ خصوصيّتى براى اينكه عمامه ، لباس متحرّك است و با حركت نمازگزار ، حركت مىكند وجود ندارد ؛ زيرا اتّصال لباس به نمازگزار و
هامش
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم عن جبهته » .
السنن الكبرى ، بيهقى ، ج 2 ، ص 105 . سيرتنا ، ص 128 ، به نقل از آن . و نيز از نصب الرأية ، زيلعى ، ص 386 . بحار ، ج 85 ، ص 157 . الإصابة ، ج 2 ، ص 201 ، در شرح حال صالح بن خيوان . اسد الغابه ، ج 3 ، ص 9 ، در شرح حال صالح . المدونة الكبرى ، ج 1 ، ص 73 .
( 1 ) - همان مدرك .
( 2 ) - « إنّ رجلا سجد إلى جنب النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلم على عمامته فحسر النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلم عن جبهته » .
( 3 ) - بحار ، ج 85 ، ص 156 به نقل از دعائم الإسلام : « انّه نهى أن يسجد المصلّى على ثوبه أو على كمه أو على كور عمامته » .