مالك را ديدم كه روى طنفسه به حالت چهار زانو ، نماز مستحبى مىخواند و در مقابل او خمرهاى است كه بر آن سجده مىكند .
مالك دربارهء كسى كه بر عمامهء خود سجده مىكند ، چنين مىگويد : بهتر است كه عمامه را از بخشى از پيشانى خود كنار بزند تا قدرى از پيشانى وى با زمين تماس حاصل كند . من - يعنى ابن القاسم - گفتم : پس مىتوان بر عمامه سجده كرد ؟ مالك گفت : من نمىپسندم و آن را خوش ندارم ، ولى چنانچه انجام داد : اعاده لازم نيست .
نامبرده مىگويد : مالك گفت : براى من خوشايند نيست اگر انسانى ، حصباء يا خاك را از سايه به مكان آفتابى همراه برده و سپس بر آن سجده كند .
مالك دوست نمىداشت كه انسان مسلمان بر طنفسه ، فرشهاى بافته شده از مو ، لباس و پوست دبّاغى شده سجده كند و پيوسته مىگفت : نشستن و نماز خواندن بر روى آنها اشكالى ندارد ولى نبايد بر آنها سجده كرد . و نيز نبايد دستهاى خود را روى آنها گذاشت . در نظر مالك ، سجده كردن بر حصباء و مانند آن از روييدنيهاى زمين و گذاردن دستها بر آن ، اشكالى ندارد .
مالك مىگويد : در اعتقاد من ، نمازگزار بايد دستهاى خود را بر همان چيزى بگذارد كه پيشانى خود را بر آن مىگذارد . و نيز مىگويد : پهن كردن لباس و سجده بر آن و گذاردن دستها را روى آن در هواى سرد يا گرم ، مانعى ندارد .
احوذى - بعد از نقل حديث نماز بر حصير - مىگويد : اكثر اهل علم به اين حديث عمل كردهاند ، مگر عدّهاى كه نماز روى زمين را به جهت استحباب آن اختيار كردهاند « 1 » .
نويسندهء « النّيل » در كتاب خود مىنويسد : رواياتى چند مبنى بر استحباب
هامش
( 1 ) - شرح احوذى بر جامع ترمذى ، ج 1 ، ص 273 .