كربلا وارد مىشوند ، مشتى از خاك كربلا را برداشته و آن را مىبويند و آن قدر مىگريند كه زمين از اشك چشمان حضرت نمناك مىگردد . « 1 »
و همچنين همين انتساب الهى است كه مردى از بنى اسد را به بوييدن تربت امام حسين عليه السّلام و گريستن بر آن وامىدارد . « 2 »
بر اساس اين بيان رسا و شيوا ، هر انسان محقّق راستين و آزادهاى مىتواند به رمز و راز فضيلت تربت كربلاى مقدّس و ارزش و مقدار انتساب آن به خداوند و نيز قدر و منزلت صاحب آن نزد خدا پى ببرد .
تصوّر تو نسبت به حرمت اين سرزمينى كه آرامگاه كشتهء در راه خدا ، فرماندهء بزرگ سپاه خدا و آن فانىشدهء در راه خداست ، چه مىباشد ؟
آرامگاهى كه آرامگاه حبيب خدا و فرزند حبيب خدا ، دعوتكننده و هدايتگر به سوى خدا ، تلاشگر در راه ذات بارى تعالى و بذل كنندهء جان خويش و اهل بيت خود در راه معبود است . آرامگاهى كه به انسان شريفى كه خون خود را جهت اعتلاى حقّ و نشر توحيد و تحكيم پايههاى دين نثار نمود ، تعلّق دارد .
بنا بر اين ، چرا خداوند به چنين انسانى مباهات نكند و چگونه مىشود كه حافظ خون او نزد خويش نباشد و با توجّه به چنين شرافت و قداستى چرا خداوند متعال اجازه بدهد كه قطرهاى از آن خون پاك بر زمين بريزد ، آنگاه كه امام حسين عليه السّلام مشتى از خون خويش را بر گرفته و به آسمان مىپاشد ؟ ! « 3 »
و چرا خداوند فرستادگان خود را كه ملائك مقرّب هستند به همراه تربت كربلا به سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم ارسال نكند و چرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم آن تربت
هامش
( 1 ) - در اين باره در آينده سخن خواهيم گفت .
( 2 ) - سيرتنا ، ص 139 ، به نقل از تاريخ ابن عساكر ، ج 4 ، ص 342 . و كفايه ، حافظ كنجى ، ص 293 .
( 3 ) - ر . ك : تاريخ ابن عساكر ، ج 4 ، ص 338 . و كفايه حافظ كنجى ، ص 284 .