است : « مورچه و زنبور عسل و هدهد و جغد « 1 » » .
« امام على بن الحسين عليه السّلام مورچهاى را كشت ، لذا اسبى را صدقه داد « 2 » » .
از ابو حمزه ثمالى روايت شده كه گفت : نوه دخترىام كبوترانى داشت . من از حرصم آنها را سر بريدم . بعدها عازم مكّه شده و قبل از طلوع آفتاب بر امام باقر عليه السّلام وارد شدم . پس هنگامى كه آفتاب طلوع كرد كبوتران زيادى را ديدم .
پيش خود گفتم از امام عليه السّلام مسائل را مىپرسم و آنچه را كه در جواب سئوالاتم مىدهد مىنويسم . ولى در عين حال دربارهء آنچه كه در كوفه كرده بودم و ذبح آن كبوتران فكر مىكردم . . . . امام باقر عليه السّلام فرمود : حواست جاى ديگرى است ؟ عرض كردم واللّه كه همين گونه است و ماجرا را براى حضرتش نقل كرده و موضوع سر بريدن آنها را به ايشان عرض كردم . ابو حمزه گويد امام باقر عليه السّلام فرمود : « اى ابو حمزه چه كار بدى كردهاى . براى هر كدام از آنها دينارى صدقه بده زيرا آنها را بناحق كشتهاى « 3 » ! »
و اضافه براينها نيز روايات فراوانى وجود دارد كه شايد ما آنها را به صورت رسالهاى مستقل در حقوق حيوانات جمعآورى و تصنيف كنيم ان شاءاللّه تعالى و غرض از نقل اين مطالب تنبه و آگاهى دادن نسبت به رحمت و احسان و رأفتى است كه در احكام اسلام و قوانين آن در نظر گرفته شده است و براى افزايش اطلاعات ، به موارد زير نيز توجه كنيد :
از كندن پوست حيوانى كه سر بريده شده قبل از اينكه بميرد ، نهى شده است و
هامش
( 1 ) . « نهى رسول اللّه صلّى اللَّه عليه و آله عن قتل اربع من البهائم : النَّملَة و النّحلة و الهدهد و الصرد » . المصنف عبدالرزاق ، ج 4 ، ص 451 .
( 2 ) . « ان على بن الحسين قتل نملة فاعطى فرساً فى سبيل اللّه » . البحر الزخار ، ج 6 ، ص 267 .
( 3 ) . « . . . . كانّ قلبك فى مكان آخر ؟ قلت : اى واللّه و قصصت عليه القصة و حدّثته بأَنّى ذبحتهم . . . . قال فقال الباقر عليه السّلام بئس ماصنعت يا أباحمزه . . . . فتصدق عن كل واحد منهّن ديناراً فانك قتلتهن ضباً » . البحار ، ج 65 ، ص 15 ، بنقل از الارشاد شيخ مفيد رحمة اللَّه عليه .