را حيات مىبخشد « 1 » » . و در اين جا جنگ و جهاد را چه به عنوان دفاع و چه به عنوان حمله ابتدائى زنده كننده و باعث حيات اجتماع انسانى دانسته و در واقع هم مطلب همين است زيرا شرك به خدا موجب هلاكت انسانيت و مرگ فطرت است [ زيرا اقتضاء فطرت ، توحيد و خداپرستى است ] بنابراين مبارزه با شرك و دفاع از حق فطرى انسانى به منزلهء بازگشت دادن روح به قالب اجتماع و زنده كردن آن است » « 2 » .
خلاصه ، دفاع چه از حيات مادى براى هر دفاع كننده يا براى مسلمانان و چه از حيات انسانى براى وى يا آنان ، امرى فطرى است كه سرشت انسان و حتى حيوان به طرز محسوسى با آن درآميخته است و نمىتواند ممنوع بوده باشد زيرا هم چنان كه در كلام مرحوم علامه طباطبائى گذشت ، نهى از فطرت بوده و دين اسلام دين فطرت است .
البته در اين ميان ادعاهايى نيز وجود دارد از جمله آن كه بعضى از انبياء فقط بر صرف دعوت و هدايت رفتار كردهاند « 3 » . يا اينكه قرآن مسلمين را به خوددارى از جنگ و صبر بر تمام اذيتها و آزارهايى كه در راه خداى متعال به آنان مىرسد امر كرده و مىفرمايد : « قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . . . لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ / بگو اى كافران نمىپرستم آنچه شما مىپرستيد . شما نيز عبادتگر آنچه كه من مىپرستم نيستيد . آئين شما براى خودتان و آئين من براى خودم « 4 » » . و نيز « وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ / و در برابر آنچه مىگويند شكيبا باش « 5 » » . و نيز : « أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلَوةَ وَ ءآتُواْ
هامش
( 1 ) . انفال / 24 .
( 2 ) . تفسير الميزان ، ذيل آيات 190 ، 195 سورهء بقره .
( 3 ) . تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 68 .
( 4 ) . كافرون / 1 - 6 .
( 5 ) . مزمل / 10 .