سچشمپوشى كن . قدمهاى ما را استوار بدار ، و ما را بر گروههاى كافر پيروز گردان » « 1 » .
اين سخن حق تعالى كه حكايت قوم موسى است نيز مؤيد آن بوده كه مىفرمايد : « فَأذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّاههُنا قاعِدُونَ / تو و پروردگارت برويد و ( با آنان ) بجنگيد ما همين جا نشستهايم « 2 » » . وگوياى آن است كه ايشان ، آنان را به جنگ عمالقه فراخواند . باز ، سخن حق تعالى است كه به نقل از بنىاسرائيل مىفرمايد : « ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُقاتِلُ فِى سَبيلِ اللَّهِ . . . فَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ الْمُلْكَ / زمامدار و فرماندهى براى ما برانگيز تا ( زير فرمان او ) در راه خدا پيكار كنيم . . .
و داود جالوت را كشت و خداوند حكومت و دانش به دو بخشيد » « 3 » . همچنين سخن حضرت حقّ كه به نقل از حضرت سليمان على نبينا و آله و عليهالسّلام مىفرمايد : « إِرْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنْأتِيَّنهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرَجَنَّهُمْ مِنْهَآ أَذِلَّةً وَهُمْ صاغِرُونَ / به سوى آنان بازگرد ( و اعلام كن ) با لشكريانى به سراغ آنان مىآييم كه قدرت مقابله با آن را نداشته باشند ، و آنان را از آن ( سرزمين آباد ) با ذلّت و خوارى بيرون مىرانيم « 4 » » . اين آيهء شريفه بجز مورد فوق ، بر اجازهء بارى تعالى به پيامبر براى جنگ غير دفاعى در راستاى تحكيم دين و نابودى شرك نيز دلالت دارد .
فطرى بودن دفاع و جنگ
فراتر از اين ، تعدادى از آيات شريفه دلالت يا اشاره براين دارد كه دفاع امرى فطرى بوده و سرشت آدمى بر آن نهاده شده است . خداى سبحان مىفرمايد :
« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ - الَّذِينَ أُخْرِجُواْ مِنْ دِيرِهُمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ
هامش
( 1 ) . آل عمران / 146 - 147 .
( 2 ) . مائده / 24 .
( 3 ) . بقره / 246 ، 251 .
( 4 ) . نمل / 37 .