لزوم به كارگيرى قهر در اصلاح
متأسفانه آنان در تبليغ و دعوتشان با طاغوتهاى متجاوز و بيرحم وابسته به مستكبران قوم خود مواجه شدند كه نرمخوئى آنان را با درشتى ، و رحمت و مهربانىهايشان را با قساوت و سنگدلى ، و منطقشان را با كتك و شكنجه و خشونت ، و پشتكار و استقامت آنان را در تبليغ ، با مجروح ساختن و كشتن و نابود كردن مقابله نمودند . در چنين وضعيتى ، فطرت آدمى ، دفاع و مقابله به مثل را بر پيامبران واجب نمود كه در راه هدايت و دعوت و اصلاح ، وضعيت دفاعى گيرند . بنابراين جنگ انبياء دفاع از دين و توحيد و گروندهء ناتوان بوده و دفاع از هدف بعثت انبياء ، حتى بالاتر ؛ دفاع از هدف خلقت مىباشد و انبياء عليهم السلام برطبق فطرت سليم و روش و مسير استوار رفتار مىكنند و آنان همان فرزانگان و دانايان ارشادگر و پيامآوران معصوم عليهم السلام مىباشند « 1 » .
نتيجه آنكه تعداد زيادى از آنها گرفتار جنگ و قتال با دشمنان دين شدند و در اين باره خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : « وَ كَأَيِّن مِنْ نَّبِىٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِمآ أَصابَهُمْ فِى سَبيلِ اللَّهِ وَما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّالْصَّابِرِينَ وَ ماكانَ قَوْلُهُمْ إِلَّآ أَنْ قَالُوا رَبَّنا اغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَ أِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثْبِّتْ أَقْدامَنَا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ / چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ كردند . آنها هيچگاه براى تحمل آنچه كه در راه خدا به آنان مىرسيد ، سست و ناتوان نشده و تن به تسليم ندادند كه خداوند استقامت كنندگان را دوست دارد . سخن آنان جز اين نبود كه : پروردگارا ! گناهان ما را ببخش و از تندروىهاى ما در كارها
هامش
( 1 ) . خداى متعال دربارهء روشِ دعوت و تبليغ و استدلال مىفرمايد : « أُدْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بالَّتِى هَىِ أَحْسَنْ / با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنها به روشى كه نيكوتر است استدلال و مناظره نما » . نحل / 125 .