17 . چنان كه گذشت ، كشتن اسيرى كه بعد از پايان جنگ اسير شود ، جايز نيست .
18 . اين نكته نيز قبلا گفته شد كه كشتن اسير باغى مسلمان ، در صورتى كه شكست خورده و تشكيلاتى نداشته باشد كه به سوى آن بگريزد ، جايز نيست .
19 . كشتن اسير باغى ، اگر داراى دستهاى باشد كه بدان پناه برد ، براى امام مسلمين جايز است و نيز جايز است امام بر او منت نهاده و احسان كند و آزادش نمايد ، اين نيز قبلًا گذشت .
20 . اگر اسيرى از اهل بغى پيش از پايان جنگ در دست مسلمانان گرفتار آمده ، چنانچه جوان چالاك و اهل جنگ باشد ، زندانى مىشود و كشتن او جايز نيست و به او گفته مىشود بيعت كند . اگر بيعت كند ، از او پذيرفته شده و آزاد مىگردد .
21 . در مورد بالا ، اگر بيعت نكند ، در زندان مىماند . اگر جنگ پايان پذيرفت و نيروى خصم توبه كرد و سلاح بر زمين نهاد يا به سوى دستهاى نگريخت ، اسير زندانى آزاد مىگردد .
22 . در مورد بالا اگر خصم به تشكيلاتى پيوست ، بر امام جايز است وى را بكشد .
23 . در مورد اين كه اگر اسير اهل جنگ نباشد ، چون زنان ، كودكان و سالخوردگان ناتوان ، دو نظريه در دست است : يكى مىگويد زندانى مىشود و بنا به گفته ديگرى زندانى نمىشود .
24 . اگر هر دو گروه اسيرانى از طرف مقابل بگيرند ، مبادله اسيران مؤمن با اسيران اهل بغى جايز است .
25 . اگر باغيان از مبادله اسيران مسلمان ، خوددارى و آنها را زندانى كنند ، بر مسلمانان جايز است اسيران باغى خود را زندانى كنند .
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 315
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص٣١٥