على عليه السّلام در مورد ابن ملجم ( لعنة اللَّه عليه ) فرمود :
اين اسير را زندانى كنيد ، به او آب و غذا دهيد و در اسارتش به دو احسان كنيد « 1 » و در روايت ديگرى آمده است : اى فرزندم ! با اسيرت مهربانى كن و بر او رحمت آر و با او به نيكوئى رفتار كن « 2 » .
و در روايت ديگرى آمده است :
فرزندم تو را به حقى كه بر تو دارم سوگند مىدهم كه تا من زنده هستم ، آب و خوراك او را نيكو بدارى و با او به خوبى رفتار كنى . و از آنچه مىخورى و مىآشامى به او بخورانى و بياشامانى تا از او والاتر باشى « 3 » .
گفتار صاحب جواهر جاى تعجب است زيرا پس از اين همه روايات و فتاوا كه ما نقل كرديم ، چنين گفته است :
آنچه از متون مذكور و ملاحظه بعضى قرائن در اين باره بر مىآيد همه دال بر استحباب نيكى كردن بر اسير است . به ويژه خبر ابو بصير كه مشتمل است بر تفسير آيهاى كه در مقام مدح نيكى به اسير است .
مضافا اين كه نفس مشرك كه از بدترين حيوانات موذى است ، احترام ندارد . بلكه تلف كردن آن مطلوب است . آرى ممكن است گفته شود كه اطعام اسير براى اين كه زنده به امام برسد ، مطلوب است . « 4 »
بيان اشكال . براى اين كه اخبار ظهور در وجوب نيكى به اسير بلكه صراحت
هامش
( 1 ) . « احبسوا هذا الاسير و اطعموه و اسقوه و احسنوا اساره » جامعالاحاديث ، ج 13 ، ص 179 به نقل از قربالاسناد و المستدرك ؛ البحار و مسند الامام شافعى ، ص 101 ؛ الّام شافعى ، ج 4 ، ص 217 ؛ السنن الكبرى بيهقى ، ج 8 ، ص 183 ؛ المبسوط ، ج 7 ، ص 268 ؛ ثقات ابن حبان ، ج 2 ، ص 302 .
( 2 ) . « ارفق يا ولدى باسيرك و ارحمه و احسن اليه » .
( 3 ) . « بحقى عليك يا بنى الا ما طيبتم مطعمه و مشربه و ارفقوا به الى حين موتى و تطعمه مما تاكل و تسقيه مما تشرب حتى تكون اكرم منه » .
( 4 ) . الجواهر ، ج 21 ، ص 130 .