تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
را سرگرم كرده بودند . اسير نيز از فرصت استفاده كرده و گريخت . چون پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بازگشت ، از عايشه سراغ اسير را گرفت ، عايشه گفت : زنانى نزد من بودند و مشغولم داشتند و توجهم را از او منحرف كردند ، و در اين ميان اسير گريخت . « 1 » در كتاب دلائل النبوة اثر بيهقى آمده ؛ سپس آنان ، يعنى اسراى بنى قريظه را فرود آوردند و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آنان را در مدينه ، در خانه زنى از بنىنجار ، به نام زينب دختر حارث زندانى كرد . سپس به جائى در بازار مدينه رفت و در آن خندقى كند و سپس دنبالشان فرستاد كه آنها را تك تك نزدش بياورند « 2 » . نيز روايت شده كه اسيران را در مالبند كنار درب مسجد زندانى مىكردند « 3 » علتش ( يعنى نحوه نگهدارى اسرا ) اين بود كه مسلمانان صدر اسلام به سبب ساده بودن اوضاع آن زمان ، امّاكن مخصوص زندان و توقيف درست نكرده بودند ، و اسيران در مسجد به حال خود رها مىشدند تا استراحت كنند يا آن كه ميان مسلمانان تقسيم مىشدند به اين اعتبار كه مسلمانان پيرو و وفادار به حكومت خود بوده و خود را در مقابل آن مسئول مىدانند . اين شيوه عموماً غالب بود و در همان شيوه به مسلمانان سفارش مىشد كه با اسيران خوش رفتارى كنند و مسلمانان هم آموزش‌هاى داده شده را بدون اهمال و افراط اجرا مىكردند . « 4 » در حديثى كه از حضرت امام صادق عليه السّلام نقل خواهد شد آمده است كه از رفتارهاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله اين بود كه اگر اسيرانى نزد ايشان مىآوردند آنها را به صف مىكرد و در وضع آنان دقيق مىشد ، و اگر اسيرى را گريان مىديد ، از حال و علت گريه‌اش سئوال مىكرد .
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى ، ج 9 ، ص 89 . ( 2 ) . نصب الراية ، ج 3 ، ص 401 - 402 . ( 3 ) . البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 64 ( نقل به مضمون ) و طبرى ، ج 3 ، ص 113 . ( 4 ) . آثار الحرب ، ص 409 .