مىكند ، نيست مگر عمل به وظيفهاى عقلائى ؛ زيرا اسير بسته مىشود تا نگريزد و خيانت نكند و هجوم نبرد . پس اين كار عمل به وظيفهاى است كه عقلًا و شرعا مشروع است و مراد از فرمودهء حق تعالى : « بندها را محكم كنيد » كنايه از بند كردن اسير و نگه داشتن اسرا در قبضهء مسلمانان است و امر كردن به گرفتن و حفظ كردن آنان است تا اطمينان عقلائى از ضبط و جلوگيرى از فرار و از بين رفتن آنان حاصل گردد . نه اين كه بستن را واجب كرده باشد . پس بستن و به بند كردن اسير واجب است براى اين كه راهى براى حفظ و مراقبت است نه اين كه انتقام و سختگيرى و خشونت براى تشفى قلب در مورد وى باشد .
اسراء يا در جاى مخصوصى حبس گرديده و سپس اعدام مىشدند ، مانند خانه زنى از بنىنجار از انصار ، يا تحويل مسلمانان داده مىشدند تا نگهدارى نمايند ؛ چنان كه در مورد اسراى بدر خواهد آمد . « 1 » هرگاه اسيرى را نزد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مىآوردند ، آن حضرت او را به يكى از ستونهاى مسجد مىبستند يا در مالبند نزديك مسجد زندانى مىكردند .
يا آن كه به يكى از مسلمانان سپرده و مىفرمودند : « به او نيكى كن » . اسير دو يا سه روز نزد آن مرد مسلمان مىماند و در اين مدت صاحبخانه در اكرام او مىكوشيد و او را بر خود مقدم مىداشت . « 2 »
اينك پارهاى از روايات در اين باره :
از ذكوان ، بهنقلاز عايشه : روزى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در حالى كه اسيرى همراه خود داشت نزد وى [ عائشه ] رفت امّا زنانى كه نزد عايشه بودند ، او
هامش
( 1 ) . در تاريخ طبرى آمده است : سهيل بن عمرو ، در حجره سوده دختر زمعه زندانى شد ر . ك : ج 2 ، ص 460 و در تفسير الميزان ، ج 10 ، ص 137 - 138 به نقل از مجمع آمده است : كشتههاى مشركين در بدر هفتاد نفر بود و اسراى آنها نيز 70 نفر ، اسرا را جمع كردند و با طناب به هم بسته و پياده راه بردند .
( 2 ) . تفسير غرائب القرآن نيشابورى در حاشيه طبرى ، ج 29 ، ص 114 ؛ روح المعانى ، ج 29 ، ص 155 .