بخش اول : اسير از زمان اسارت تا تحويل به امام عليه السلام
اسير يا در ميدان جنگ يا در حال جاسوسى يا هنگامى كه خواسته حمله يا غارت كند . . . دستگير مىشد . اسير پس از دستگيرى با چيزى بسته مىشد . خداوند در تجويز گرفتن اسير مىفرمايد : « فَشُدُّوا الْوَثاقَ / و بندها را محكم ببنديد » . اسير را بدين دليل به اين نام خواندهاند كه با « اسر / بند چرمى » بسته مىشد و اسر تسمهاى است كه به درازا از چرم دباغى نشده بريده مىشد و اسير را با آن مىبستند . مسلمانان هنگامى كه اسير مىگرفتند ، آنها را با طناب يا چيز ديگرى مىبستند و روايت شده كه اسراى بدر در حالى كه بسته شده بودند ، يدك كشيده مىشدند . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله [ كه چشمش بدانها افتاد ] فرمود : شگفت خدا از كسانى است كه با زنجيرها وارد بهشت مىشوند « 1 » و در متن ديگرى آمده است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله چون اسراى بدر را ديد ، خنديد . آن گاه فرمود : « آيا از من نمىپرسيد چرا خنديدم ؟ » گفتند : اى پيامبر چرا خنديدى ؟ فرمود : « از آن رو كه ديدم مردمى با زنجير به بهشت كشيده مىشوند » .
گفتند : آنان كيانند ؟ فرمود : « گروهى كه مهاجرين آنها را به اسارت گرفته و به
هامش
( 1 ) . « عجب اللَّه من قوم يدخلون الجنة بالسلاسل » البخارى ، ج 4 ، ص 73 ؛ كنزالعمال ، ج 4 ، ص 314 و 548 .