است كه او را بكشد يا اگر مصلحت بيند چنانچه گذشت ، آزاد كند . « 1 »
4 . اگر اسير اهل جنگ نباشد ، مانند زنان ، كودكان ، نوجوانان و بردگان .
گروهى گويند كه زندانى نمىشوند بلكه آزاد مىشوند ، زيرا اهل بيعت نيستند . « 2 » برخى ديگر گفتهاند : مانند مردان جوان زندانى مىشوند و با آنها در اين حكم مساوىاند كه در نزد من اين نظريه اقوى است ، زيرا اين كار ، روحيه آنها را خرد كرده و جمعشان را پراكنده مىسازد . در مبسوط نيز چنين است . « 3 »
آنچه كه با سيره اميرالمؤمنين على عليه السّلام سازگارى دارد ، همان منت نهادن بر آنها و آزاد كردنشان است . چنانچه تدبر در احاديث پيشين و سيره اميرالمؤمنين على عليه السّلام در جنگ هايش نيز اين موضوع را روشن مىسازد ، به ويژه آن كه در اين احاديث ، روش اميرالمؤمنين على عليه السّلام به رفتار پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در مكه تشبيه شده است .
5 . اسير كردن فرزندان دو گروه از باغيان جايز نيست ، يعنى فرزندان كسانى كه شكست خورده و به سوى دستهاى گريختهاند و ديگر فرزندان كسانى كه شكست خورده و به سوى دستهاى نگريخته باشند . « 4 »
اين نظريه بنا به رواياتى است كه قبلًا گذشت و همچنين بر اساس نكاتى است كه بازگوكننده رفتار و گفتار على عليه السّلام و گفتار ائمه عليهمالسلام مىباشد .
برخى از نكات چنيناند :
هامش
( 1 ) . به فتاواى فقها در اين باره كه در گذشته نقل شد ، رجوع شود .
( 2 ) . الدروس ، ص 164 و در التحرير آمده است در نظرم آزاد كردن داراى اشكال است . و التذكره ، ج 1 ، ص 456 .
( 3 ) . المبسوط ج 7 ، ص 271 ؛ الدروس ، ص 164 به نقل از الخلاف ؛ ابن جنيد ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 987 ؛ المختلف ، ج 1 ، ص 338 ؛ التذكره ، ج 1 ، ص 456 ؛ المغنى ابن قدامه ، ج 10 ، ص 62 .
( 4 ) . ر . ك : المنتهى ، ج 2 ، ص 988 ؛ التحرير ، ج 1 ، ص 156 ؛ التذكره ، ج 1 ، ص 456 ؛ القواعد ، ص 267 ؛ الجامع للشرائع ، ص 237 ؛ المختصرالنافع ؛ 226 ؛ الشرائع ، ص 217 ؛ السرائر ، ص 174 ؛ المهذب ، ص 87 و 107 ؛ الجملوالعقود ، ص 63 ؛ النهايه ، ص 54 ؛ الكافى ابو الصلاح ، ص 34 ؛ المختلف ، ج 1 ، ص 337 ؛ الوسيله ، ص 196 .