مجروحشان كشته شود و فرارىشان دنبال گردد و اسيرشان به قتل برسد . و لكن ما تا به حال اين سنت را نيافتهايم كه عمل شده باشد .
آرى ، تعقيب فرارى آنها در جنگ ، امرى طبيعى بود . زيرا آنها به سوى معاويه مىگريختند تا به دو ملحق شوند ، تا زخمىهايشان را درمان كند ، و كمبودهايشان را جبران كند ، و با مال و سلاح و چارپا به آنها مدد رساند . در ميدان جنگ طبيعى است كه نگذارند نيرو فرار كرده و نجات يابد . با وجود اين مىبينيم كه على عليه السّلام از گناهان عمرو بن عاص و بسربن ارطاة چشم پوشى مىكند و ما در اين مورد پيشتر كلام ابو بكر ، احمد بن على رازى جصاص را نقل كرديم كه بدان رجوع شود كه در اين زمينه مفيد فايده است .
شايد على عليه السّلام صلاح را در اين ديده باشد كه مجروح كشته نشود .
همچنين صلاح را در كشتن اسراى صفين نديد ، چنان كه پيامبر نيز در مكه و جز آن بر دشمنان خود منت نهاد . « 1 »
سوم ) از اين اخبار بر مىآيد كه على عليه السّلام در جنگهايش اسيرى را نمىكشت ، مگر اين كه آن اسير مسلمانى را كشته باشد ، مثل عمرو بن يثربى كه اميرالمؤمنين عليه السّلام در جنگ جمل وى را به قتل رساند ، زيرا وى جمعى از ياران شايسته على عليه السّلام را كشته بود . و اين عمرو همان كسى بود كه رجز مىخواند و مىگفت اگر مرا نمىشناسيد ، من ابن يثربى هستم قاتل علباء و هند بوده و وابستهء جملم . گذشته از اين ، قاتل ابن صوحان كه بر دين على بود هستم « 2 » .
هامش
( 1 ) . نكته جالب توجه كه نظر خواننده را جلب مىكند اين است كه سخنانى كه على عليه السّلام درجنگ جمل بر زبان راند ، همان سخنانى است كه از دهان پيامبر در مكه تراويده است . بلاذرى نويسنده فتوح البلدان از قول عبيداللَّه بن عتبه نقل مىكند كه گفت : پيامبر در روز فتح مكه فرمود : « لا يجهزن على جريح و لا يتبعن مدبرو لا يقتلن اسير و من اغلق بابه فهو آمن / مجروحى كشته نشود و فرارىيى دنبال نشود و اسيرى كشته نگردد و هركس در سرايش هست در امان است » . فتوح البلدان ، ص 55 .
( 2 ) . البحار : ج 32 ، ص 176 ؛ المحلى ، ج 11 ، ص 100 .