شد . « 1 » و نيز از خبر حفص از فرمايش امام صادق عليه السّلام كه فرموده : « بر اهل عدل جايز نيست كه فرارى را دنبال كنند « 2 » » . و آنچه از على عليه السّلام روايت شده كه « فرارى دنبال نمىشود و اسير و مجروح كشته نمىشوند » . به ويژه با فرقى كه بين كسى كه به سوى دستهاى فرار كند و كسى كه به سوى گروهى فرار نكند ، وجود دارد .
يا اين كه براى امام عادل كشتن آنها و اسيرنمودنشان و گرفتن اموالشان به عنوان غنيمت جايز است و براى ولى در اين امر اختيار است . چنان كه اميرالمؤمنين على عليه السّلام عفو و منت نهادن بر آنها را اختيار كرد و اين از كلام امام باقر عليه السّلام كه گذشت ، پيداست كه مىفرمايد : « على عليه السّلام به خاطر شيعيانش عفو و منت نهادن بر دشمنانش را برگزيد « 3 » » .
و نيز اين سخن عمار كه عرض كرد « اى اميرالمؤمنين فردا درباره اينان چگونه رفتار خواهى كرد ؟ فرمود : « بر آنان منت خواهم نهاد آن سان كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با اهل مكه كرد » .
و نيز حديث ديگر « با اداى شهادتين به وسيله آنها بر آنان منت خواهيم نهاد و اولاد را از پدران ارث مىدهيم « 4 » » .
در حديث ديگر « سوگند به خدا كه با آنان به روش رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله هنگام فتح رفتار كرد « 5 » » . رفتار على عليه السّلام با دشمن همان رفتار رسول
هامش
( 1 ) . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىفرمايد : « اى ابن ام عبد ، آيا هيچ مىدانى كه فرمان خدا در مورد باغياناين امت چيست ؟ پاسخ داد : خدا و پيامبرش بهتر مىدانند . حضرت فرمود : زخمىها و اسيرانشان كشته نشوند و فرارى آنها دنبال نگردد و دارايى آنها تقسيم نشود » .
( 2 ) . حديث هشتم .
( 3 ) . حديث يازدهم .
( 4 ) . حديث سيزدهم .
( 5 ) . حديث چهاردهم .