با تازيانه ادب قرآن را اجرا مىكنم « 1 » .
نگاهى به احاديث گذشته
از آن چه كه نقل شد اين نتايج به دست مىآيد :
اول . آن كه اگر باغى از تمرد خود دست بردارد ، يا سلاح بر زمين نهد و درب خانهاش را ببندد يا فرار كند امّا نه به سوى تشكيلاتى ، كشته نمىشود .
و اجماع علما و روايات فراوان بر اين امر دلالت دارد ، لكن سخن در اين است كه آيا اين حكم ، حكم قطعى درباره آنان است و اين كه كشتن آنها جايز نمىباشد ؟ چنان كه ظاهر آيه شريفه : « وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بَالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ « 2 » / و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند ، آنها را آشتى دهيد ، و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز كرد ، با آن كه متجاوز است پيكار كنيد تا به فرمان خدا باز گردد ، و هرگاه بازگشت ، زمينه صلح برقرار سازيد ، و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالتپيشگان را دوست دارد » . بر اين مطلب دلالت دارد كه اين كار ، يعنى پيكار با باغيان ، بايد تا حصول هدف باشد ، يعنى تا شكست و برگشتن يا فرار كردن آنها ، به شرط آن كه فرار و برگشت به سوى گروه يا دستهاى نباشد ، و وقتى غايت حاصل شد ، ديگر مبناى حكم وجود ندارد . و اين حكم قطعى ، از ظاهر برخى از ادله هم استفاده مىشود ، مانند حديث ابن مسعود كه در پيش گفته
هامش
( 1 ) . « انت القائل كذا . . . امّا واللَّه ما قسمت عليكم الا سلاحا من اللَّه ، مال كان فى خزانة المسلمين اجلبوا به عليكم ، فنفلتكموه ، و لو كان لهم ما اعطيتكموه و لرددته على من اعطاء اللَّه اياه فى كتابه ان الحلال حلال ابدا و ان الحرام حرام ابدا . و اللَّه لئن شئم الىّ الوشاة و بايعتمونى لاسيرن فيكم سيرة تشهد لى التوراة و الانجيل و الزبور انّى قضيت بما فى القرآن ، و احسن ادبه بالدرَّة » . كنزالعمال ، ج 4 ، ص 346 ، ح 2500 .
( 2 ) . حجرات / 9 .