تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
به هر حال بر اساس اطلاق آيه و سنت قطعى ، جنگ با هر كس كه بر ضد امام عادل بشورد واجب است به شرطى كه بنابر تاويل و تفسيرى باشد كه مؤمن بر او ( بر حسب ظاهر ) اطلاق شود . حال هر كس باشد و بر جنگ با او ، آن چه از احكام باغيان وجود دارد ، مترتب است مگر اين كه بنابه دليل قاطع و مسلمى درباره طائفه خاصى حكم مخصوصى ثابت گردد . « 1 » مىتوان گفت باغى كسى است كه از فرمان امام سرپيچى نمايد و از پرداخت حقوقى كه به عهده دارد ، به دو استنكاف ورزد و به ولايت و نظام حكومتش تن در ندهد و براى جنگ و ستيز و كشمكش با او قيام كند و بخواهد در نظام حكومتى امام اخلال كند . ولى آن كه راهزنى كند و دارايى مردم را به غارت برد و آنان را به قصد غارت اموالشان بكشد ، باغى بر امام نبوده و از كسانى به شمار نمىآيد كه از واگذارى امر به امام خوددارى كرده و منكر [ استيفاى حق ] او باشد . بلكه او عاصى شمرده مىشود و حكم مقرر در اسلام درباره او جارى است . به هر حال اگر باغيان به اطاعت امام برگردند و از قصد و عقيدهء خود پشيمان شوند و اسلحه بر زمين نهند و آرام گيرند و تسليم گردند ، يا آن كه جنگ كنند و شكست خورند و به سوى دسته يا گروهى نگريزند و پناه نبرند جنگ با آنان جايز نيست ؛ حتى فراريان آنها تحت تعقيب قرار نگرفته و اسيرشان كشته نمىشود . و مجروحان آنها تحت درمان قرار مىگيرند . علما در اين مورد اجماع داشته و اختلافى بين آنها
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن‌ابىالحديد ، ج 1 ، ص 9 .